اميد عاقبتِ نيك ، گر به دل دارى * ببند دست و زبان را ، ز مردم آزارى
ز پيرِ عقل ، طريقِ نجات پرسيدم * جواب داد نكو گويى و نكو كارى
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 164
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 165
- روزنامهء اطّلاعات شماره 14384 يكشنبه اوّل اردىبهشت / 1353 ه ش ص 6 .
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 84
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 248
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 63
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 186
بوتيمار : نام مرغى است كه او را « غم خورك » نيز گويند . كه پيوسته در كنار آب نشيند و از غم آن كه مبادا آب كم شود ، با وجود تشنگى ، آب نخورد و او را به عربى يمام به يونانى شفنين خوانند . گوشتش بىخوابى آورد و مقوّى حافظه باشد و ذهن را تند و تيز كند . [ برهان ]
در هواىِ زمانه مرغى ، نيست * چمنِ عشق را ، چو بوتيمار
[ سنايى ]
مَثَلِ جام و پادشاهان هست * لبِ دريا و مرغِ بوتيمار
[ خاقانى ]
بازِ تمكينِ تو هر جا كه به پرواز آيد * سر فرو دزدد بدخواهِ تو ، چون بوتيمار
[ انورى ]
گفت اى انورى ، آخِر چه فتادست تو را * كه فرو رفتهيى و غمزده چون بوتيمار
[ انورى ]