كو عنصرى كه بشنود اين شعرِ آبدار * تا خاك بر دهانِ مُجارا بر افكند
[ خاقانى ]
بر رقعهء نظمِ درى ، قايم منم در شاعرى * با من بقايم عنصرى نردِ مجارا ريخته
[ خاقانى ]
مرا خود چه باشد زبان آورى * چنين گفت شاهِ سخن عنصرى
[ سعدى ]
ديوان عنصرى را دكتر سيّد محمّد دبير سياقى ، ويراسته و انتشار داده است .
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 20
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 87
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 423
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 315
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 416
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 321
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 142
رمى الجمار ؛ رمى ، انداختن چيزى از دست ، رماية ، افكندن ، پرتاب كردن - رمى جمرة ؛ از مناسك حجّ است در نزول منى ، و آن انداختن سنگ در جمرهء عقبه است .
جمرة در لغت كومه و تلى از سنگريزه را گويند و در منى ، سه جمره است و يكى از آنها ، جمرهء عقبه است و اين عمل انداختن هفت سنگريزهء جمع آورى شده از حرم است به جمرهء عقبه و بايد رمى ، به جمرة اصابت نمايد [ شرح تبصره علّامه ، ص 228 ، چاپ دانشگاه تهران ] .
شوط ؛ گرد گشتن ، طواف كردن ، گرد بر گرد آمدن ه ، طاف بالبيت سبعة أشواط ، يعنى طواف كرد هفت گشت . فى القاموس : « كره جماعة من الفقهاء ان يقال لطوفات الطواف أشواط . [ منتهى الارب ]
- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 161