چو گردون ، سفله پرور گشت و خس طبع * خس و سفله ، توانى بود ؟ حاشا ( 134 )
9 - عقيدهء جمال الدّين دربارهء قيامت
جمال الدّين از معتقدان جدّى به قيامت و مؤمن بر كيفر و مكافات است و در فقرات متعدّد از اشعارش اين اعتقاد آشكار است . علاوه بر قصيدهيى مستقّل و طولانى كه در توصيف قيامت و حشر و نشر دارد و به اين مطلع آغاز گردد :
چون در نَوَرْدَدْ فرّاش امرِ كن فيكون * سراى پردهء سيماب رنگِ آينه گون ( 135 )
در قصيدهيى ديگر كه در حكمت و موعظه سروده است ، تأكيد او را بر مسألهء قيامت و لزوم توجّه به تقوا و طاعت به منظور تحصيل توشهء آخرت ، - چنين مىخوانيم :
الرّحيل ، اى خفتگان ، كاينك صداىِ نفخِ صور * رخت بر بنديد ازين منزلگه دار الغرور
هين كه موقوف تواند ، ارواحِ جمعِ انبيا * هين كه محبوسِ تواند ، أشباحِ أصحابِ قبور
هم ز طاعت بدرقه يابد ، كه هست اين ره مخوف * هم ز تقوا توشه بايد ، كاين مسافت هست دور ( 136 )
و در طىّ همين قصيده است كه مىگويد :
از مَنَتْ باور نمىآيد ، حديثِ حشر و نشر * بو كه باور گرددت چون بشنوى از نفخ صور
از تو دايم ظلم و از من عجز و آنگه سر به سر * هزل باشد آفرينش ، گر نباشد مان نشور ( 137 )
جمال ، سخت در انتظار قيامت و نفخ صور است :
باش تا آرام گيرد عاقبت * جنبشِ اين گنبدِ خضراىِ او
تا زنفخِ صور آخر بشكفد * گنبدِ نيلوفرِ درواىِ او ( 138 )
و براستى اگر ايمان استوار جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق به مبداء و معاد و استظهار به ألطاف إلهى نمىبود براى او كه در روزگار زندگانى همواره تماشاگر