تقسيم صبر
( حديث 185 )
الصّبر صبران : صبر على ما تكره و صبر على ما تحبّ .
صبر و شكيبائى دو گونه است : يكى بر آنچه كه دوست ندارى ، ديگرى بر آنچه كه دوست دارى .
غرر الحكم ج 1 صفحه 79 حديث 1914
شكيب و صبر ميدان بر دو قسم است * كه صابر رهرو اندر آن دو رسم است
يكى بر آنچه مكروهش شمارى * كنى صبر و بسويش رو نيارى
دوم بر آنچه آن را داريش دوست * كه آنجا صبر و طاقت سخت نيكوست
فرود آيد بدل تا كه معانى * دهم شرحى كه نيك آن را بدانى
بلا و فقر را دارى تو دشمن * از آن همواره بيزارى و تن زن
ز ايزد چون ندانى مصلحت را * همى خواهى غنا و عافيت را
صلاح حال تو چون عكس آنست * برويت از كراهتها نشان است
در آنجا بايدت شكر و صبورى * ز ناشكرى و بىصبريت دورى
دوم مال و جمالى را تو جويا * طريقى را خلاف شرع پويا
زنى صاحب جمالى خاطرت شيفت * دلت را لعبتى مهر وى بفريفت
همى خواهى بوصل وى رسيدن * ز گلزار جمالش غنچه چيدن
ولى چون شرع اين در بر رخت بست * شكيبائيت را بايد زدن دست
ز حسن يوسف و عشق زليخا * بود اين دو مثل نيكو هويدا
زليخا بهر يوسف بود بيخويش * پى وصلش جگر خونين و دل ريش
ز عناب لبش ميل رطب داشت * هميشه كام دل از وى طلب داشت
و ليكن بود يوسف روى گردان * ز عفت ، از زنا بودى گريزان