گروهى كه درويش و نيازمندشان را برانند و توانگرشان را بخوانند ، پس نظر كن به آنچه دندان بر آن مينهى از اين خوردنى ، و چيزى را كه بر تو آشكار نيست ( نميدانى حلال است يا حرام ) بيفكن ( مخور ) و آنچه را كه به پاكى راههاى بدست آوردن آن دانائى ( ميدانى از راه حلال و درستكارى بدست آمده ) بخور .
آگاه باش هر پيروىكننده را پيشوائى است كه از او پيروى كرده بنور دانش او روشنى ميجويد ( راه راستى گفتار و درستى كردار را از او مىآموزد ، و تو نيز بايد پيرو پيشواى خود باشى ) بدان كه پيشواى شما از دنياى خود به دو كهنه جامه ( دواء و ازار يعنى جامهاى كه سر تا پا را ميپوشاند ) و از خوراكش به دو قرص نان ( جهت افطار و سحر ، يا ناهار و شام ) اكتفاء كرده است ، و شما بر چنين رفتارى توانا نيستيد ، ولى مرا بپرهيزكارى كوشش و پاكدامنى و درستكارى يارى كنيد ( از كارهاى ناشايسته دورى گزيده خود را از هر ناپاكى دور سازيد تا مرا باصلاح حال رعايا و زير دستان يارى نموده باشيد ) .
به خدا سوگند از دنياى شما طلا نيندوخته ، و از غنيمتهاى آن مال فراوانى ذخيره نكرده ، و با كهنه جامهاى كه در بر دارم جامهء كهنهء ديگرى آماده ننمودهام . نهج البلاغه
شده بيچاره فرماندار ، غافل * به غفلت گشته رام خواهش دل
نشسته بر سر خوانى خوشايند * زده از هر غذائى لقمهاى چند
كجا دارد خبر كاين مختصر كار * به دنبال آورد پرخاش بسيار
چه داند كز خطائى كوچك و كم * به جوش آيد ولى اللَّه اعظم
شررها خيزد از آتش فشانى * شود آشفته بحر بيكرانى