مذمت طمع ، و مدح قناعت
( حديث 25 ) عزّ من قنع و ذلّ من طمع . « 1 » معصوم ( ع ) ترجمه : عزت يافت كسى كه قناعت كرد ، و ذلت يافت كسى كه طمع ورزيد صد كلمهء قصار مولى امير المؤمنين از حاج شيخ عباس قمى صفحه 46
از طمع بگذر كه ذل من طمع * رو قناعت كن كه عز من قنع
هر كه از درد طمع باشد عليل * در بر خلق جهان گردد ذليل
كس بسرقت گر برد اموال تو * سخت ديگر گون شود احوال تو
هر جفا از بهر او دارى روا * از غل زنجير و زندان بلا
هست در چشم تو او خوار و ذليل * خواهش از خنجر بران قتيل
چون طمع بنموده در اموال تو * بر فناى او رود آمال تو
گر تو هم اهل طمع باشى چو آن * نزد مردم بيوفا راستى بدان
كتاب مصيبت نامه - محمد حسين صغير اصفهانى صفحه 231 ديگرى در اين باره سروده است :
راضى به قسم خويش شو ار عزتى ز خلق * مىبايدت كه گفت نبى عز من قنع
هامش
( 1 ) در روايتى از على ( ع ) آمده كه من قنع عز و استغنى ، در روايات ديگرى نيز از على ( ع ) نقل شده كه من طمع ذل و تعنى .
غرر الحكم ج 2 صفحه 715