حسود راحتى ندارد
( حديث 24 ) الحسود لا يسود . « 1 » على ( ع ) ترجمه : حسود نفع و سود نمىبرد .
به گردن نهى ار كه حبل از مسد * ترا بهتر از آنكه ورزى حسد
نباشد به دنيا زبون چون حسود * كه معصوم گفت انه لا يسود
بود راس اخلاق زشت اى پسر * ز هر خلق مذموم باشد بتر
بجسم و به جان و بايمان ضرر * رساند زند بر تمامى شرر
بسوزد سراسر ز حاسد عمل * دچارش نمايد به طول امل
بگويد بزن هر كه پيشت بود * اگر چه همه قوم و خويشت بود
به بر مال محسود او را بكش * سپس زندگى كن تو با حال خوش
برادر بقتل برادر قيام * نمود از حسد بشنو اين و السلام
نگر اى پسر ظلم قابيل را * بخوان وقعه قتل هابيل را
كنون « زاهدا » از پى دفع شر * پناه آر بر داور دادگر
حاج على قاضى زاهدى گلپايگانى كتاب بدر و هلال صفحه 150 - 149
رها كن حسد ز آنكه مرد حسود * كما قاله المرتضى لا يسود
گنج عرفان صفحه 7
هامش
( 1 ) در حديثى ديگر از على ( ع ) نقل شده كه فرمود : ( لا راحة لحسود ) يعنى راحتى نيست حسود را .