اگر به گوش بگيرى تو اين سخن از من * يقين بدان بدار كه راضى شود ز تو يزدان
شنيدهاى كه پيمبر بگاه رفتن گفت * دو چيز هست گرانقدر ، قدر آن را دان
سپرده بر من و تو اين دو چيز سنگين را * يكى است عترت او ، ديگرى بود قرآن
نخست عترت او فاطمه است و شوهر او * على است حجة بر حق ، خليفة الرحمن
سپس دو سبط گرامى او حسن و حسين * امام پور امام است ، تا امام زمان
دو رهنماى بزرگى ، خداى داده تو را * يكى است ناطق و از ديگرى برو بر خوان
چو چارده گهرش را قبول بنمودى * بكوش از پى تجليل قاطع البرهان
سعادت تو بدارين مىشود تأمين * مدار بيم ز مردن بوقت دادن جان
بيا تو ( پيروى ) در فكر رفتن خود باش * كه گفته است خدا « كلّ من عليها فان »
گلهاى خوشبو - از حاج على اكبر پيروى صفحه 197