امامشناسى
( حديث 18 ) من مات و لم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة الجاهلية . « 1 » پيامبر ( ص ) ترجمه هر كه بميرد و پيشوايش را نشناسد بيگمان مرگش ، مرگ جاهليت است .
پير نبود آنكه مويش شد سفيد * پير نبود آنكه بالايش خميد
پير نبود آنكه پوشد كهنه دلق * يا برو جمع آيد انبوهى ز خلق
پير نبود آنكه خلقش پير خواند * يا فضولى چيز او را بر نشاند
گر تواند كس كسى را پير كرد * جان خود را بايدش تدبير كرد
آنكه شد پيرى و از پيش تو است * پيرى او لايق ريش تو است
آنكه تو سازى امام اى بوالهوس * تو روى از پيش و او آيد ز پس
پيشوا كى ميتواند شد ثرا * فضلهء كس كى شود كس را غذا
پير آن باشد كه پيريش از خداست * نور حق را ور بهر جا رهنماست
پيريش از نص يزدانى بود * علم او الهام ربانى بود
پير آن باشد كه ايمان پير داشت * نى كه مو چون شير و دل چون قير داشت
چيست آن ايمان پير اى حق پرست * آنكه همره باشدت روز الست
زاده از نور خدا روز ازل * نى به دنيا زاده از كفر و دغل
كرده باشد پاكش از كفر و ضلال * روز اول پادشاه بىزوال
هامش
1 - حديث شريف فوق در اصول كافى به اين صورت منقول است ( قال رسول ا ص من مات لا يعرف امامه مات ميتة جاهلية ، و در بحار از امام باقر ( ع ) اين گونه نقل شده كه من مات و ليس له امام ع فموته ميتة جاهلية و لا يعذر الناس حتى يعرفوا امامتهم .