حب الدنيا
( حديث 12 )
حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة .
پيامبر ( ص ) ترجمه : دوست داشتن دنيا سرچشمهء هر گناهى است .
مجموعهء ورّام ج 1 صفحه 128
ناصح به من غمگين با منطق گويائى * ميگفت شب دوشين كى زاهد هر جايى
از چيست كه مىبينم پژمانى و افسرده * پيش آر اگر باشد هر گونه معمائى
شايد ز پى حلش از ما رسدت يارى * برخيز نما منسوخ رسم من و هم مائى
گفتم كه برادر جان با رنج و غم دوران * بر گوى چسان ممكن شد مرحله پيمائى
قيد ار بزنم گويند تا چند تو در خوابى * بىقيديت آرد بار هر پستى و رسوائى
ور زانكه بگيرم من دنبال علايق را * گويند كجا يا بى آن را كه تو جويائى
از پاسخ من ناصح بر بست لب از گفتار * چندى و پس از آن گفت يك نكته شيوائى
فرمود كه مىباشدستى سبب خذلان * بىقيد كجا يابد آقائى و مولائى
بىقيد لئيم است و با قيد پليد اما * مطلوب بود هر دو با دانش و بينائى
بگذار علايق را در بوتهء لاقيدى * ميجوى حقايق را گر طالب معنائى
بر بند ز دنيا دل ميدار به عقبا روى * شايد كه رسى روزى بر عالم بالائى
آنجا است كه دارى عار از مكنت قارونى * و آنجاست كه داراى ننگ از افسر كسرائى
بيهوده تو اى فرزند در قيد مجازاتى * دنبال حقيقت رو تو معرفت افزائى