و از مراسم عبادت و تلاوتش چيزى كاسته نگرديد .
اصلا معلم مرد ميدان عبادت و تقوى بود ، براى او كاهل نمازى و روزه خوارى هيچ مفهوم صحيحى نداشت نه براى خود و نه براى ديگران ، لذا اگر حس مىكرد شخصى از مراودينش - هر چقدر دانش اندوخته - بعبادت و پرستش خدا توجهى ندارد بالمره از او و علم و دانشش روىگردان مىشد .
معلم عاشق و دلداده طاعت و عبادت بود و هيچگاه خسته نمىشد ، از كارهاى ديگر بوظائف شرعيه روى مىآورد اما از اين امور به كار ديگرى نمىرفت ، و خدا مىداند كه اينجانب هم از همين نقطهنظر بود كه به او و آثارش احترام مىگذاردم .
قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ
.
زهد باشد زينت پرهيزكار * زينت دنيا به دنيا واگذار
بههرحال ، او با عمرى به اندازه از اين جهان رفت درحالىكه وظائف خود را در حد وسع و توانائى انجام داد و يا روى سفيد بدرگاه خداوند رؤف مهربان بار يافت ، و ميراثى كه از خود بجاى گذارد انبوهى تأليفات و نوشتجات محققانه است كه فهرست اسامى آنها اجمالا در يادنامه آن مرحوم ديده مىشود و اميد كه حق آنهمه آثار ارزنده در مجلدات كارنامهاش ادا شود .
نخستين ديدار ما با مرحوم معلم بازگشت مىكند بسى و چند سال قبل ، زمانى كه آن مرحوم بهترين ايام سلامتى روح و جسم خود را دارا بود ، از آن زمان ببعد رشته الفت ما روز بروز گسترده و محكمتر مىشد . اشتغال بطبع اين كتاب « مكارم الآثار » از روز اول به پيشنهاد اينجانب بود ، چه آن مرحوم خود در فكر چاپ كتابش مطلقا نبود ، و شايد به اين علت كه چنين پيشنهادى را هم از كسى دريافت نداشته بود . خدا را شكر كه مقدار معتنى - بهى از كتاب در زمان حيات و تحت نظر مستقيم خود وى در دسترس اهل علم قرار گرفت ، و چه روزها و شبها كه بهنگام طبع آن اوراق - و كتب ديگرى كه توفيق نشر آنها را يافتيم - با يكديگر معا و متفقا اوقات خود را بر سر تصحيح آنها صرف كرديم .
در مورد مجلدات چهارگانه سابق اين كتاب بايد خاطرنشان سازيم كه مرحوم معلم