تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1832

مساهمون:

ص١٨٣٢

* ( 1102 - تولد شمس الدّين سامى بيك اسلامبولى ) *

وى فرزند خالد بيك بن دورمش بيك ، و خود از اكابر و افاضل عثمانى در مائه چهاردهم بوده و شرح احوالش در « ريحانة الادب 2 : 340 » نوشته و از آن چنين برآيد كه : او در اوائل ماه شعبان المعظم اين سال - مطابق جوزا ماه برجى - در ناحيه فراشيه از زنى بنام امينه خانم متولد شده و هم در آن ناحيه خواندن و نوشتن را از يكى از دوستان پدرش ياد گرفت ، و در اوان كودكى شوقى وافر به نوشتن و خواندن بهم رسانيد ، و در يازده‌سالگى بيانيه ( كه شهرى است در جنوب اشقودره بمسافت هفتصد كيلومتر در جنوب غربى اسلامبول ) رفت و بعد از اندك زمانى در سنه 1288 باسلامبول آمد و بخدمات مطبوعاتى پرداخت و پنجاه و چهار كتاب تأليف كرد ، از آن جمله كتاب « قاموس الاعلام » در شش جلد بزرگ بتركى اسلامبولى در شرح حال رجال . و آخر در اواخر ماه ربيع الاول سنه 1320 هزار و سيصد و بيست - مطابق سرطان ماه برجى - در ناحيه ارنكوى نزديك اسلامبول وفات كرد و در مقبرهء جلو جامع صحراى جديد دفن شد و شش فرزند از دو زن برجا نهاد . انتهى ما فى « ريحانه » مختصرا . و آنجا تاريخ تولد را 4 شنبه 1 حزيران 1266 رومى مطابق 1850 ميلادى و وفات را در شنبه 18 حزيران 1320 رومى مطابق 1904 مسيحى نوشته ؛ و از اين عبارات با فىالجمله تعقيدى كه دارد و توجه باشتباهى كه در سال مسيحى وفات ذكر كرده ما چنين فهميديم كه تولد اوائل شعبان اين سال و وفات اواخر ع 1 / 1320 مىباشد ، چنان كه نوشتيم .
هامش
- البررة : 310 ببعد » و « ماضى النجف و حاضرها 2 : 128 ببعد » از ذكر هرگونه انتسابى پرهيز كرده‌اند ، و علامه شهير شيخ محمد رضا مظفر در مقدمه طبع جديد « جواهر الكلام » كه شرح حال صاحب كتاب را نوشته بسيار كوشيده است كه حتى اين نژاد را از ايرانى بودن نيز خارج كند ! شايد آقاى شيخ عبد العزيز آل صاحب جواهر در « دائرةالمعارف » خود ذيل عنوان صاحب جواهر نظريه قاطعى در اين‌باره داشته باشد ، فأهل البيت ادرى بما فى البيت ، و اللّه العالم . م .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1832 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )