و در شش جلد است ، انجام كتاب صيد و ذباحهء « 1 » آن شب 3 شنبه 23 ماه رمضان سنه 1254 ، و تأليف جلد آخر روز شنبه 26 ج 2 سنه 1257 ؛ و بيشتر شهرت اين بزرگوار بسبب اين كتاب است بههمينجهت به صاحب جواهر معروف شده « 2 » . در « مستدرك ، ج 3 » نوشته كه اگر مورخى بخواهد تاريخ وقايع زمان وى را بنويسد از أهم وقايع آن بايد تأليف اين كتاب را ثبت كند ، انتهى .
و جماعتى كثيره از علما در نزد او درس خوانده يا از او اجازت روايت دارند .
و بالاخره در ظهر روز چهارشنبه غرهء ماه شعبان المعظم اين سال ، چنانكه در « الذريعة 5 : 276 » فرموده - مطابق ( . . . ) جوزا ماه برجى - وفات كرد ، و در نجف در محلهء عماره مدفون شد و اينك مقبرهء وى بغايت معروف است .
و تاريخ وفات او در غرهء شعبان اين سال نص « مخزن المعانى » و « هداية الانام » و « الذريعة » و غيره است ، و در برخى از كتب همچون « نخبة المقال » و « هدية الاحباب » و غيره بدون تصريح به ماه و روز در اين سال نوشتهاند ، و در « مستدرك » و برخى از كتب كه ظاهرا از آن نقل كردهاند غره شعبان سنه 1264 و در « المآثر » و « تاريخ اصفهان » و برخى از مواضع ديگر در سنه 1268 نوشتهاند ؛ و آنها همه اشتباه است .
و بههرحال ، وى چنان كه در « مغتنم الدرر 3 : 414 » فرموده : دختر سيد محمد رضاء آل بحر العلوم را بزوجيت داشته ، و او را فرزندان چندى بود :
از آن جمله : اول شيخ عبد الحسين كه وى سلطان بيگم دختر ميرزا محمد حسين شهرستانى ( 1260 ص 1633 ) را بزوجيت داشته و از وى شيخ احمد پدر شيخ محمد حسن ( 1335 ) و شيخ جعفر و شيخ على را آورده . و ديگر از فرزندان شيخ عبد الحسين مرحوم شيخ شريف ( 1316 ) بوده .
دويم شيخ حسن كه در ( 1345 ) بيايد . سيم دخترى كه زوجه شيخ حسين كلباسى
هامش
( 1 ) ذباحه به معناى مصدرى در كتب لغت به نظر نرسيده و آنچه در بعضى از كتابهاى فقهى ذبائح بحاى اين كلمه استعمال كردهاند همان صحيح است . م .
( 2 ) رجوع شود به « دارالسلام 2 : 385 » . يادداشت مؤلف .