تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1797

مساهمون:

ص١٧٩٧
بأخلاق و عادات ايرانى بطورى اين ملت را از همه محاسن و فضائل انسانى عارى و بىبهره معرفى كرده كه همهء مردم اروپا متنفر از اين مردم شدند ، تا پس از تقريبا نزديك به صد سال ادوارد براون كه در ( 1278 ) بيايد تاريخ ادبيات ايران را تأليف و مردم اروپا پى بفضائل ايرانيان بردند و معلوم شد كه موريه چه أغراض شخصى در اين كتاب به كار برده ، آن وقت در مقام انتقاد كلمات او برآمدند . و به‌هرحال ، موريه اين كتاب را بنام حاجى باباى موهوم اصفهانى تأليف كرده و حكايات و رواياتى مجعول از او آورده ، و نشايد گفت مقصود او حاجى ميرزا باباى افشار معروف بميرزا باباى حكيم‌باشى است كه در ( 1252 ج 4 ش 795 ) گذشت ، چه در موقعى كه موريه در سنه 1230 از ايران برمىگشته اين ميرزا بابا در لندن تحصيل مىكرده و در سنه 1235 بايران برگشته ، و پس از انتشار كتاب خيلى بر موريه خشمناك شده كه چرا نام او را در اين رمان اختيار كرده ، و شايد موريه از عداوتى كه با وى داشته كه چرا خود در لندن تحصيل و موجب اصلاح امور محصلين ديگرى هم شده عمدا نام او را به اين كتاب گذاشته ، يا آنكه لفظ بابا به نظر او كلمه‌ئى مضحك آمده و براى استهزاء آن را اختيار كرده ، يا اگر واقعا حاجى بابا نامى را در برگشتن از ايران ديده ميرزا باباى ديگرى است كه ميرزاى هيئت نمايندگى انگليس در ايران بوده و در اوائل رجب سنه 1251 در راه ما بين زنجان و قزوين بسن پيرى وفات كرده . و بالاخره ، موريه در اين سال در انگلستان وفات كرد . و ما شرح حال او را براى اين آورديم كه چون كتاب « حاجى بابا » خيلى مشهور است مؤلف اصل آن معلوم و نيز فىالجمله أغراض شخصى او را مكشوف نمائيم .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1797 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )