و آخر در دوشنبه هشتم ماه محرم الحرام سنه 1345 هزار و سيصد و چهل و پنج - مطابق 27 تيرماه باستانى - در زرگنده تهران چنان كه در كتاب « اطلاعات عمومى : 336 » نوشته انتحار نموده وفات كرد .
و فرزندش على قلى خان منتصر السلطنه ( امير اسعد ) هم از اعيان رجال اين عصر است كه در حدود عاشوراء سنه 1371 وفات كرده ، چنانكه از « روزنامهء اطلاعات ، سال 26 ، ش 7639 ، 11 محرم 1371 » مفهوم مىشود .
و اولاد صاحب عنوان به اين كه خود را از اولاد يكى از اصحاب حضرت امير - المؤمنين ( ع ) مىدانند كه حامل خلعتهاى آن حضرت براى ولادت بوده نام خانوادگى خود را ( خلعتبرى ) گرفتهاند . و يكى از ايشان آقاى رحمانقلى خلعتبرى فرزند امير اسعد مرقوم است كه در « رجال مازندران 2 : 68 » عنوانى براى او آورده ، و يكى ديگر : امير ارسلان خلعتبرى فرزند ديگر او كه در ( ص 135 ) عنوان شده .
* ( 1077 - تولد مرحوم ميرزا عمان سامانى ، ره ) *
وى مرحوم ميرزا نور اللّه بن ميرزا عبد اللّه جيحون بن ميرزا عبد الوهاب قطرهء چهار محلى ، از نژاد امرئ القيس شاعر معروف جاهلى است .
امرئ يعنى مرد ، و قيس يعنى شدة پس معنى امرئ القيس بپارسى مرد سختى مىشود . و اين كلمه - چنانكه از « تاج العروس » در مادهء قيس برمىآيد - لقب يا نام يازده نفر از معاريف شعرا و اعيان زمان جاهليت قريب باسلام و اوائل دورهء اسلام است ، از آن جمله : الملك الضليل ابو وهب سليمان 38 بن حجر 37 بن الحارث 36 الملك بن عمرو 35 المقصور بن حجر 34 آكل المرار بن عمرو 33 بن معاوية 32 الاكرمين بن الحارث 31 الاصغر ابن معاوية 30 بن ثور 29 الملقب بكندة بن عفير 28 بن عدى 27 بن حارث 26 بن مرة 25 بن ادد 24 كه در ( 1205 ش 111 ) گذشت .