سنه 1264 نوشته ، و شايد نظر « المآثر » هم بدان بوده كه وى را در عداد علماء زمان ناصر الدين شاه آورده ، و الا در صورتى كه وى در سنه 1263 شهيد شده باشد درك زمان سلطنت ناصر الدّين شاه را نكرده ، و نيز در « شهداء الفضيله » در سنه 1264 ذكر كرده ، و او هم شايد از « قصص » نقل كرده باشد .
و مرحوم شيخ درويش على حائرى كه در ( 1220 ج 3 ش 285 ) گذشت در مرثيهء او فرمايد :
فلا غرو فى قتل التقى اذا قضى * قضى و هو محمود النقيبة و الاصل
له أسوة بالطهر حيدرة الرضا * و قاتله ضاهى ابن ملجم بالفعل !
و او پس از شهادت معروف به شهيد ثالث گرديد ، كه مقصود از شهيد اول شيخ محمد بن مكى و شهيد دويم شيخ زين الدّين عاملى - كه در ( 1269 ) و ( 1290 ) بيايند - باشند . و گرچه در « روضات الجنات » چند نفر ديگر از علما را هم كه بقتل رسيدهاند گويد آنها را وصف به ثالث يا رابع نمودهاند ، و همچنين در « مستدرك » چندين نفر ديگر را اضافه بر آنها ذكر كرده ، و در « شهداء الفضيله » كه مخصوص علماء شيعه كه شهيد شدهاند تأليف شده جماعتى كثيره از علما را نوشته كه شهيد شدهاند و بسيارى از آنها را بتكلف داخل كرده ، لكن هيچيك از آنها مانند اين سه نفر به اين وصف با قيد اول و دويم و سيم - و خصوصا اولين و خصوصا اول كه شهيد مطلق نيز مقصود او است - مشهور نشدهاند .
و بالاخره ، مرحوم شهيد صاحب عنوان فرزندان چندى داشته :
اول مرحوم ميرزا ابو القاسم كه به نسبت پدر خود معروف به شهيدى شده و چنان كه در « المآثر : 163 » نوشته در قزوين ببسط يد و رياست عامه و نفاذ كلمه اختصاص بين داشته ، و از قرارى كه در جزء 7 جلد 8 « اعيان الشيعة » نوشته تأليفاتى هم دارد . و فرزندش حاج ابو تراب در ( 1278 ) بيايد .
دويم مرحوم آقا محمد كه شاگرد حاجى شيخ محمد حسن نجفى ، و امام جمعهء قزوين و آنجا شهرتى و رياستى بهمرسانيده بوده ، و زوجهاش قرة العين دختر عمش حاجى ملا محمد صالح بوده كه ذكر كرديم ، و فرزندان او از اين زن : يكى شيخ اسماعيل بوده و او در تقوى و فضل و قدس و عدل صاحب مقامى سامى و بمنبر لسانى مليح و بيانى مطبوع داشته ،