هرچه تمامتر خوش و جذاب مىخواند ، چون به اين شعر رسيد :
ناگهان در حق آن شمع رسل * دولت انا فتحنا زد دهل !
و آن را خواند اديب را حال ديگرگون شده سر خود را به ديوار زد و شكست بهطورىكه خون جارى شد ! و كتاب « مثنوى » را مصاحب و ملازم شبانروز خود گردانيد ، و بعد از چندى از پيشاور سفر كرده بكابل رفت و دو سال نزد ملا محمد آل ناصر درس خواند ، بعد از آن بغزنين رفت و دو سال و نيم در باغ فيروزه بر سر تربت حكيم سنائى منزل نموده و نزد ملا سعد الدّين از احفاد ابو بكر خليفه اول در علوم ادب و حكمت درس خواند .
پس از آن چندى در هرات بوده و سپس بمشهد آمده نزد ميرزا عبد الرحمن مدرس ( 1268 ) و ملا غلامحسين شيخ الاسلام درس خواند ، و سپس در سنه 1287 بسبزوار رفت و براهنمائى مرحوم حاج ملا هادى بدرس فرزند آن حكيم الهى ملا محمد رفت و هم از محضر مرحوم ملا اسماعيل سبزوارى فيضياب گرديد ، و بعد از وفات حاجى بمشهد رفت و در مدرسه ميرزا جعفر منزل گرفت و آنجا به اديب هندى معروف گرديد .
و در سنه 1300 بطهران آمد و تا آخر عمر همواره در آن شهر مجردا بدون زن و فرزند بسر آورد ، و بتدريس و تهذيب و تأليف مشغول بود ، و از جمله شاگردانش ميرزا على مذكور ( 1362 ) است ، و چندين كتاب نظما و نثرا تأليف كرد :
اول « ديوان اشعار » فارسى 4200 بيت ، عربى 370 بيت . دويم « رسالهئى در قضاياى بديهيات اوليه » . سيم كتاب « نقد حاضر در تصحيح ديوان ناصر » يعنى ناصر خسرو كه بنام شاگرد مرقومش املاء كرده و ناتمام است . چهارم « مثنوى » ببحر تقارب كه شاگرد مرقومش آن را « فيضنامه » نام نهاد و او بپذيرفت . پنجم « ترجمه و شرح مختصرى بر اشارات » شيخ الرئيس . ششم « حاشيه بر تاريخ بيهقى » و غيره .
و در اشعار اديب تخلص داشت ، و آخر الامر در طهران در روز شنبه دوم محرم سنه 1349 بسكته ناقصه مبتلا گرديده و پس از يك ماه در روز دوشنبه سيم ماه صفر الخير سنه 1349 - مطابق 9 تيرماه باستانى - مجردا وفات كرده و در امامزاده عبد اللّه دفن شد .