و حكومت آن سلسله را داشته ، و شعر هم مىگفته و تخلص گمنام مىنموده ، و او در اين سال متولد شده ، و پس از سير و گردش در برخى از بلاد داخل سلسلهء صوفيه ذهبيه گرديد ، و چندى مانند پدران خود سررشتهدار فوج خراسان بود ، و آخر در اردبيل ساكن شد ، و « ديوانى » در اشعار دارد ، چنانكه در « الذريعة 9 : 935 ش 6157 » فرموده . و در هنگام طلوع آفتاب روز يك - شنبه غره ماه رمضان المبارك سنه 1334 هزار و سيصد و سى چهار - مطابق 11 سرطان ماه برجى - در اردبيل وفات كرد ، چنان كه ميرزا محسن حالى تخلص عماد الفقراء اردبيلى در كتاب « گمنام » نام نوشته .
و چنانكه اين ميرزا حسين خان تخلص گمنام نموده ميرزا ابراهيم خان خوشنويس جلايرى كه در ( 1300 ) ذكرى از او مىشود نيز تخلص گمنام داشته .
* ( 868 - وفات شيخ خضر عفكاوى نجفى ) *
عفكاوى منسوب است بعفك كه در اصل نام مردى بوده و سپس علم شده براى قطعه زمينى از فضاى عراق عرب كه واقع است در ميان دجله و فرات و از شعبهاى از فرات كه از حله بيرون مىآيد آب برمىدارد ، و مردم عوام آن را عفچ - بچيم فارسى - مىگويند ؛ چنان كه در « الكرام البررة 2 : 494 » فرموده .
و شيخ خضر مرقوم صاحب عنوان - چنان كه در ( ص 493 ) كتاب مذكور نوشته - فرزند شلال بن حطاب از آل خدام شيبانى باهلى است .
شيبان در ( ج 1 سال 1203 ص 152 ش 88 ) نامش برده شده .
و باهلى قبيلهاى است از قيس عيلان 5 بن مضر 4 بن نزار 3 ( مذكور در مقدمه فصل 3 ص 25 ) كه منسوباند بباهله كه بمرقومات صفحه مذكوره زنى از طايفه همدان و زوجهء معن ابن سعد بن قيس عيلان مذكور بوده ، و اينكه در بعضى جاها مىگويند باهلة بن اعصر مانند تميم بن مره است كه مقصود طايفه باهله باشد ، و تذكير آن بملاحظه حى درست و تأنيثش نيز بملاحظه قبيله درست است ، و فرقى نيست در اينكه آن كلمه در اصل براى مرد