مرجع رياست شرعيه گرديد ، و منصب قضا و افتاء به دو رسيد تا انقلاب مشروطيت پيش آمد و در آن قضايا در تسكين فتن و اصلاح امور عامه دخالتهائى نيكو فرمود ، و كتبى چند تأليف نموده :
اول كتاب « التحية المباركه » در احكام سلام ، نزديك بسههزار بيت ، كه نسخهاى از آن به خط خودش اينك نزد فرزندش حاج ميرزا ابو القاسم موجود است . دويم « حواشى عديده » بر كتب « رياض » و « رسائل » و غيره . سيم « رسالهئى در توفيق ميان آيات قرآن در خلق آسمان و زمين » . چهارم « رسالهئى در رد شمس » در جواب يكى از علماء عامه .
پنجم كتاب « سوانح سفر حجاز » بنظم و نثر . ششم « شرح دعاء كميل » . هفتم كتاب « صبح صادق » در مسائل اجتماعى . هشتم كتاب « لطائف الكلام » در حكم اوانى ذهب و فضه .
نهم كتاب « معارج الرضوان » در اصول و فروع . دهم كتاب « مفتاح الظفر » در نماز سفر .
و آن مرحوم در هنگام غروب روز شنبه بيست و ششم ماه ربيع الاول سنه 1330 هزار و سيصد و سى - مطابق 26 حوت ماه برجى - در زنجان وفات كرد ، و در نزد پدرش دفن شد . و يك دختر 33 و پنج پسر بدين شرح باز گذاشت :
اول سيد ابراهيم 33 كه بنا بمرقومات « فهرست مشاهير علماء زنجان » در سنه 1296 متولد شده و خود از علماء بزرگوار بوده و نزد شيخ الشريعة و آخوند خراسانى درس خوانده و در سنه 1342 در كربلا بسن 46 سالگى وفات كرده و هم آنجا دفن شد .
دويم سيد احمد 33 مستشار ديوان تميز در وزارت عدليه .
سيم حاج سيد ابو القاسم 33 مرقوم كه در گيلان در يكى از ادارات دولتى است .
چهارم سيد كاظم ميرزائى 33 كه در سنه 1321 متولد شده و خود از علماء گوشهنشين بوده و شرح حال مرقوم در مجله از قلم او است .
پنجم سيد اسماعيل 33 كه هم در رشت به كارهاى دولتى مشغول است .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1503
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٥٠٣