تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1422

مساهمون:

ص١٤٢٢
خود را بسر رسانيد ، و چندين سفر بعتبات عاليات رفت ، و چندين كتاب در اعتقادات و اصول دين و مجامع منبرى تأليف كرد ، و هم « ديوانى » از اشعار خود ترتيب داد ، و در آنها تخلص دخيل يا دخيلى نموده ، و اينك اين چند بيت از آن است :
دوش بگريستم از دورى يار و غم هجران * گفتم افسوس مرا عمر رسيده است بپايان مردم از طعنهء اغيار و جفاهاى رقيبان * هاتفم گفت كه برخيز بود نيمهء شعبان حجت عصر عيان گشت در اين عرصهء امكان * طلعت روى نكويش چو بآفاق عيان شد عالم پير ديگرباره ز ألطاف جوان شد * جان به كف عارف و سالك پى آن روح روان شد تير پيكان قضا بار ديگر چشم خسان شد * ز قدر سر زده از برج رحم خسرو خوبان اى بسا فخر دو صد باره بر اين تودهء غبرا * سزد ار فخر كند فرش بر آن عرش معلا كاندر او كرده مقر فخر بشر زادهء زهرا * ولى حق كه نباشد بجز او والى و الا نبوى خلق محمد صفت معدن احسان
و او در جمعه بيست و ششم ماه محرم الحرام سنه هزار و سيصد و پنجاه و سه - مطابق 21 ارديبهشت‌ماه باستانى - وفات كرد و در بقعه معروف به ( آقا دوبرادران ) نزديك شهر رشت دفن شد ، و بيست و دو نفر فرزند پسر و دختر از وى بازماند و سرآمد آنها كه از همه كوچك‌تر است آقاى حاج اعتماد در ( 1313 ) بيايد ، و يكى از دختران زوجهء حاجى شيخ حبيب اللّه