تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1414

مساهمون:

ص١٤١٤
ديگر نائل گرديد ، آنگاه باسلامبول رفت و در دانشكدهء پزشكى آنجا تحصيلات طبيه را تكميل نمود چندان‌كه در هر دو قسم علمى و عملى اين فن شريف مهارتى تمام بهم رسانيد و بعد از آن بتبريز برگشته و بمعالجه و طبابت پرداخت و چون در معالجات خود غالبا موفق باصابت مىشد طبيب مخصوص وليعهد عصر مظفر الدين شاه گرديد ، و بعد از چند سال بتهران رفت و در اثر كمالات كثيره با بسيارى از اكابر و أعيان مألوف و در رديف ملتزمين ركاب ناصر الدين شاه باروپا رفت ، و در دوران سلطنت مظفر الدين شاه لقب شمس الحكماء يافت ، و در آغاز مشروطه جزو مشروطه‌خواهان و آزادىطلبان درآمد ، و در أواخر عمر خود به زيارت ائمهء عراق ( ع ) و مصر و اسلامبول رفت ، و سفرها نيز بقفقاز نمود ، چنان كه هم آخر در سنه هزار و سيصد و بيست و پنج در شهر تفليس قفقازيه پس از مدت هفتاد و سه سال قمرى عمر وفات كرد و هم آنجا دفن شد . و خواهرزادهء وى حاج آقا محمد تاجر نخجوانى تبريزى در تاريخ وى چنين گفته :
چو پرسند از سال تاريخ فوتش * بسوى جنان گو روان گشت لعلى
كه اين مصراع اخير بتمامه ماده تاريخ مىباشد ، هرچند كه بحسب قاعده كلمه ( گو ) در مصراع ماده نبايد به حساب درآيد . در جلد و صفحهء مرقومه « ريحانه » فرمايد : وى علاوه بر مراتب علميه طبيه در تاريخ و ادبيات داراى حظى وافر و در سرودن اشعار به فارسى و تركى قادر و بظرافت طبع نيز معروف و ماهر بود ، چنان كه نقش مهر خود را كلمه ( لعلى حكيم ) قرار داده كه هم اسمش ( على ) و هم تخلصش ( لعلى ) و هم شغلش طبيب را كه عرفا امروز حكيم مىگويند حاوى بوده ، و اين چند شعر از او در ميلاد حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله اينجا نگاشته شد :
اى بكاخ فضل تو برجيس حاجب * پاس ايوانت بكيوان فرض و واجب در بر أعداء قدرت چرخ عالى * نقطهء صفرى است بر خط مراتب فهم تو در مشكلات فن حكمت * مر معانى را است مغناطيس جاذب