* ( 799 - تولد ميرزا عبد الوهاب يزدانى شيرازى ) *
وى فرزند ششم درياى فضل و كمال مرحوم وصال شيرازى ( ره ) است كه در جلد اول ( سال 1197 ص 61 ش 33 ) گذشت ، و خود بهطورىكه در كتاب « گلشن وصال : 473 » و « طرائق الحقائق 3 : 174 » با ملاحظه بعضى از مواضع ديگر فرمودهاند ؛ در علوم ادبى و معانى و بديع بويژه رياضيات جايگاهى ارجمند ، و در هنرهاى دستى مهارتى بسزا داشت ، و در سخنورى استاد بود ، خط نسخ تعليق و شكسته را بتصديق ارباب فن چون مير عماد و درويش مىنگاشت ، و در كهنه كردن كاغذ و مركب دستى داشت ؛ چنان كه خط او از نوشتههاى مير عماد شناخته نمىشد ، و علم نقاشى را به خوبى آموخته و به حد كمال رسانيد ، پردههاى نفيسى كه برخى دورنما و پارهئى تمثال بزرگان دانش و عرفان مىباشد با وسائل ناقص آن روزى چنان نقش نموده كه از ملاحظه آنها اهلفن را شگفتى دست مىدهد ، در علم اسطرلاب و هيئت قديم بسيار ورزيده بود چنان كه دو اسطرلاب و چند كره ساخته مانند كرههاى جديد كه در خاندان وى موجود است ، و بيشتر كتيبههاى بقاع متبركه خط او است ، و از هنرهائى كه ديگر برادران از آن بهره نداشتند موسيقى است كه دو كتاب در اين علم نگاشته است ، و يكى از آنها « رسالهئى در بحور ألحان » است كه در آن تناسب هر بحرى از اشعار را بنوعى از آواز بيان فرموده ، و مخصوصا - بنص « گلشن وصال » - اين مرد بزرگ نيك سيرت همواره به دستگيرى و نوازش زيردستان مىپرداخت و از حيوانات ناتوان و زخمى نيز پرستارى مىنمود ، و آخر الامر ببيمارى استسقاء گرفتار گرديد ، و در سنه هزار و سيصد و بيست و هشت پس از مدت هفتاد و شش سال عمر وفات كرده و در شيراز در بقعهء متبركهء مير سيد محمد نزديك برادر بزرگوار فرهنگ دفن شد ، و چندين نفر براى او مرثيه و ماده تاريخ گفتند ، از آن جمله مرحوم