( عليه آلاف التحية و السلام ) اهتمامى تمام مىنموده چندانكه در دههء اندوه و مصيبت از تمتعات و لذائذ خوددارى مىكرده و لباس سياه مىپوشيده ، و در روز عاشورا بر منبر بطورى ذكر موعظه و مصيبت مىكرده و مىگريسته و مىگريانيده كه صبر و سكون از خود و مستمعين بر طرف مىشده و خود بنفسه خدمت مىكرده و مردم را اطعام مىفرموده و بندهاى جامه را باز و با سر برهنه بدين امور مىپرداخته ، و هم دارد كه از او پرسيدند كه تو با اينكه چندان استاد ماهرى نديده و شبها غالبا آرميدهئى چطور در روز در مناظره بر همگان غلبه مىنمائى ؟
فرمود مرا در تدريس بهم رسيد آنچه در تدريس بهم نرسيد ! و در « روضات » پس از اين سخن فرموده : نظير اين سخن در علما بسيار است ، انتهى .
و او در اين سال وفات كرده و در يزد نزد استادش ملا اسماعيل مرقوم دفن شده ، و هم در « روضات » دارد كه مرحوم سيد حجة الاسلام حاج سيد محمد باقر شبى در خواب ديد كه عصايش بدون سبب از دستش افتاد ، و چندان طول نكشيد كه خبر وفات صاحب عنوان بوى رسيد ، چنانكه يكبار هم قبل از رسيدن خبر وفات ميرزاى قمى بوى چنين خوابى را ديد .
* ( 798 - وفات عباسعلى باكوئى ) *
در « الذريعة 20 : 267 ش 2903 » بنقل از « دانشمندان آذربايجان : 306 » شرحى دربارهء وى نوشته بمفاد اينكه وى در سنه 1208 متولد شده ، و كتابى بنام « مرآة الجمال » به فارسى بنظم آورده ، و در سنه هزار و دويست و پنجاه و دو وفات كرده ، انتهى . و بنابراين مدت عمر او چهل و چهار سال مىشود ، و چون ما در سال 1208 شرح احوال او را ننوشتيم لذا در اين سال كه سال وفات او است سمت تحرير يافت .