ششم « حواشى برخى از كتب رجاليه » همچون « رجال كبير » و « كشى » و غير آنها .
هفتم كتاب « الدرر الفكرية » در « اجوبهء مسائل شبريه » كه جواب چهار مسئله سيد شبر بن سيد على بحرانى است .
هشتم « رسالهئى در حبوه » . نهم « رسالهئى در شرح زكات بزغاله » از « شرح لمعه » . دهم « رسالهئى در نقض رسالهء شيخ على بن شيخ عبد اللّه سترى » كه اخفات ببسمله را در اخيرتين واجب دانسته .
يازدهم كتاب « زاد المجتهدين » در شرح كتاب « بلغة المحدثين » شيخ سليمان علامه ( رحمه اللّه ) در رجال . دوازدهم كتاب « عاشوريه » در حكم زيارت عاشورا و شرح خبر ابن وهب در امساك تا عصر . سيزدهم كتاب « قبسة العجلان » در وفات غريب خراسان كه آن را يك شبانروز تأليف كرده بدون مراجعهء كتبى در اين باب .
چهاردهم كتاب « قرة العين » در وجوب « 1 » جهر ببسمله در سواى دو ركعت اولتين .
پانزدهم كتاب « المراثى الاحمديه » كه « ديوان اشعار » او ، و از جملهء آن : « قصيده بديعيهء » است در مدح حضرت امير ( ع ) نظير « بديعيهء صفى الدّين حلى » ، و در آن ملتزم شده كه اسماء انواع بديعيه را صريحا ذكر كند ؛ و مطلع آن اين است ؛
بديع مدح على مذ علا قلمى * براعة تستهل الفيض من كلمى
شانزدهم « شرح قصيدهء » مرقومه . هفدهم كتبى كه بسب اشتغال بما هو أهم تمام نشده چون « شرح لمعه » و « سلم الوصول » بسوى علم اصول . هيجدهم كتاب « ملاذ العباد » در تتميم « سداد » در تقليد و اجتهاد . نوزدهم « منظومهئى در توحيد » . بيستم « منظومهئى در شك و سهو » .
بيست و يكم « منظومهئى در فقه » زياده بر دو هزار بيت .
بيست و دويم « منظومهئى در نظم زبدهء » شيخ بهائى . بيست و سيم كتاب « منهاج الكرامه » در حكم خارج از بلد اقامه . بيست و چهارم « تخميس قصيدهء : كمل حقيقتك التى لم تكمل » .
و او در شب چهارشنبه غره ماه شوال المكرم ( عيد فطر ) يا دويم سنه هزار و سيصد و پانزده - مطابق ( . . . ) حوت ماه برجى - وفات كرده و در قريه غريفه از توابع مأحوز بحرين در جوار شيخ ميثم صاحب « شرح نهج البلاغة » دفن شد ، انتهى .
و فرزندش شيخ محمد صالح در ( 1333 ) بيايد .
هامش
( 1 ) صواب در استحباب جهر است ، كما فى « الذريعة 27 : 71 » . م .