قصبه نجفآباد بوده داشته « 1 » .
و حاشيهئى بر « اصول معالم » تأليف شيخ حسن ابن شهيد ثانى ( اعلى اللّه مقامه ) بنام « هداية المسترشدين » دارد كه بغايت مشهور و مورد تدريس و تدرس علماء اعلام و فضلاء كرام قرار گرفته ، و آن در اصل متفرق بوده و خواهرزادهاش شيخ محمد تهرانى ( مذكور در سنه 1272 ) آن را مدون و مرتب نموده ، و انجام تأليف جلد اول آن شب جمعه 10 ع 2 سنه 1237 بوده .
و ضمنا بايد گفت كه حاجى شيخ محمد مهدى حائرى طهرانى نيز كتابى دارد بنام « هداية المسترشدين » كه رسالهئى عمليه است ، و ديگرى دارد بنام « هدية المؤمنين » كه نيز رسالهء عمليه و هر دو در « فهرست كتابخانه رضويه 5 : 638 و 639 » ذكر شده .
در « تذكرة القبور » درباره صاحب عنوان فرمايد : مجاهدات و رياضات و كمالات نفس آن بزرگوار و بعضى استبصارات و ختومات از او نزد اهل معرفت معروف است .
و درباره حاشيه مذكورهاش فرمايد : در ميان علما « حاشيهء شيخ » و « حاشيه » مطلق كه گويند اين كتاب است . بس است در بلندى تحقيق و تبحر و بلندى ذهن و فكر او كه مىتوان گفت : اكثر تحقيقات اصوليه اين زمانها در پيش علما مأخوذ از آن بزرگوار است ، انتهى .
و او در نزد شيخ جعفر نجفى و آقا سيد محسن كاظمينى و آقا سيد على كربلائى درس خوانده ، و خود در اصفهان اول در احمدآباد درس مىگفته ، و از اطراف اصفهان فضلا حاضر مىشدهاند ، بعد از آن در مسجد شاه درس مىگفته و قريب سيصد نفر در مجلس درس او حاضر مىشدهاند از آن جمله : مرحوم حاج ملا حسينعلى تويسركانى و آقا ميرزا محمد - باقر چهارسوئى مؤلف « روضات » و غير آنها .
هامش
( 1 ) گذشته از اينكه « ارادت خدمت درويشى يا مرشدى داشتن و سر سپردن و امثال اين تعبيرات » مطلقا در اصول و فروع دين مقدس اسلام و بالأخص در مذهب مقدس تشيع وجود ندارد ، چنين نسبتى به صاحب عنوان ( عليهالرحمه ) تا به حال براى ما كه خود از آن خاندانيم مسلم نشده است ، و لا ينبئك مثل خبير . م .