و جلدى در طلاق و جلدى در فرائض از آن بيرون آمده . پنجم « رسالهئى در تفسير بعضى از آيات » .
ششم « كتابى در فضل زيارت حضرت سيد الشهداء عليه السلام » و گريه بر آن جناب و زيارت ساير ائمه ( عليهم السلام ) : هفتم « رسالهئى در رد نور الابصار » . هشتم « رساله عمليه » . نهم غير آنها از نوشتجات و تحقيقات در آيات و أخبار .
و او چندى در حيره مانده و آنجا همى بتلاوت قرآن مجيد و عبادت پرداخت ، تا بيمار شد و براى معالجه بنجف آمد و در شريعه كوفه منزل كرد و سودى از آن نيافت ، تا در بامداد روز سهشنبه دهم ماه ربيع الاول سنه هزار و سيصد و بيست و هشت - مطابق اول حمل ماه برجى ( عيد نوروز ) - هم در آنجا وفات كرد ، و جسدش را حسب الوصيه بنجف آورده و آنجا دفن كردند ؛ چنان كه در « الذريعة 4 شماره 1298 » و « نقباء البشر : 1633 ش 2184 » نوشته . و فرزندش شيخ موسى مذكور در سال ( 1387 ) بيايد .
* ( 712 - تولد حاجى غلامحسين بندر ريگى ) *
در كتاب « دانشمندان و سخنسرايان فارس 1 : 461 » شرحى نوشته ، بخلاصه اينكه :
وى از فضلا و شعراى قرن سيزدهم و اوائل چهاردهم هجرى بوده كه در اين سال متولد شده ، و در بوشهر اقامت داشته و بتجارت مىپرداخته ، و در سنه 1303 كه سيد جمال الدّين افغانى اسدآبادى به قصد رفتن طهران وارد بوشهر شده حاج غلامحسين شب و روز خود را در محضر او مىگذرانيده و از او استفاده مىكرده ، و بيشتر اشعارش فكاهى بوده و ازاينجهت از دادن آنها به ديگران خوددارى مىنموده ؛ چنان كه در « آثار عجم » نوشته كه من از اشعارش چيزى خواستم امتناع نمود .
و بالاخره ، پس از مدت هشتاد و سه سال عمر ، در سنه هزار و سيصد و سى وفات كرد .
تمام شد كلام « دانشمندان و سخنسرايان » .