رود ز خرمن ليلى بچرخ حلقه دودى * مگر ز سينه مجنون بجست شعلهء آهى
سپهر بيهده تابد كمندهاى بلايم * فتادهام بكمند بلاى زلف سياهى
مگو گياه تو بويم به خاك تيره چو خسبى * ز خاك من ندمد از شرار آه گياهى
بدست ماهوشان زمانه اين دل نالان * بيك پياده بماند بقلب گاه سپاهى
به درد من چه علاجى ببرج چرخ ز ماه است * مگر ببرج عمارى رسد ز باديه ماهى
وجود برقى بيدل بود ز راه محبت * به خاك سوخته گر بگذرى تو بر سر راهى
* ( 711 - تولد شيخ عمران ، دعيبل خفاجى نجفى ) *
در « نقباء البشر : 1633 ش 2184 » فرمايد : آل دعيبل از طايفههاى نجف معروف بتجارت و كسب ، و بسيارى از رجال ايشان متصف بصلاح و تقوى مىباشند ، و از آنها قبيله خفاجهء معروفهاند كه بعضى از اجدادشان از ضواحى حله به نجف آمده و آنجا سكونت نمودهاند .
و شيخ عمران صاحب عنوان ، فرزند حاج احمد بن عبد الحسين بن محسن آل دعيبل ، و خود از جمله علما و فضلا بوده كه در اين سال متولد شده ، و در نزد شيخ محمد حسين كاظمينى و سيد محمد مهدى قزوينى و سيد محمد هندى و شيخ احمد مشهدى درس خوانده ، و از چندين نفر اجازه بهم رسانيده ، و كتب چندى تأليف كرده :
اول « كتابى در امامت » . دويم « كتابى در تفسير » كه نسخهاى از آن به خط خودش نزد فرزندش شيخ موسى موجود بوده و در 5 شنبه 16 ماه رمضان سنه 1317 از تأليف آن فارغ شده . سيم « كتابى مبسوط در كلام و اصول خمسه » انجام تأليف آن سنه 1301 . چهارم « كتابى در فقه استدلالى » كه دو جلد در طهارت ( و جلد ضخيمى در نماز كه آن را از او دزديدند )