من به خدمتگزارى او مىپرداختم ، لباسهاى او از غايت ورع و تقوى در غايت كهنگى بود ، و بسيارى روزها را گرسنه بسر مىبرد ، و گاه از شدت جوع سر از روى كتاب بلند كرده و بگنبد مطهر كه برابر حجرهاش بود نظر مىكرد و مىفرمود : أمن يجيب المضطر اذا دعاه ! و اشك بر زمين مىريخت ، تا گاهى كسى پيدا مىشد كه استخاره نمايد و يك پول يا دو پول به او مىداد و من آن را براى او نان گرفته مىآوردم ، آن را مىخورد و شكر مىكرد ، و من هم در آن ايام بسيار تهىدست بودم ، و اگر گاهى هم كسى چيزى مىآورده به فقرا و عيال و اطفال خود مىداد ، و خودش اطعمه لذيذ را ميل نمىكرد ، و بجز براى اين فقير براى ديگرى درس نمىگفت ، و نزديك بپنجاه سال در آن حجره ساكن بود ، انتهى بتغيير يسير و اختصار قصير .
و آن جناب تأليفات چندى دارد : اول كتاب « جواهر الكلام » در اصول عقايد اسلام نظير « گوهر مراد » ملا عبد الرزاق لاهيجانى . دويم « حاشيه بر المطول » تفتازانى . سيم « شرح معالم الاصول » دو جلد . چهارم رسائل ديگر در مسائل عديده .
و او در شب جمعه چهاردهم ماه رمضان المبارك اين سال ( چنان كه بر سنگ لوح قبرش نوشته ) مطابق ( . . . ) دلو ماه برجى ، وفات كرد ، و در مشهد مقدس در پائين ديوار غربى حجرهاى كه نوشتيم در آن منزل داشته دفن شد و آن يك ايوان با درب مدرسهء ميرزا جعفر فاصله دارد .
و در « منتخب التواريخ » و « مطلع الشمس » وفاتش را در ماه رمضان سنه 1248 نوشتهاند .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1305
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٣٠٥