ذكر كرده كه خلاصه آن چنين مىشود كه :
وى در اين سال متولد شده ، و در كودكى به عادات ايلياتى چندى بسوارى و تيراندازى بسر برده و در نتيجه خيلى تنومند و صحيح المزاج ببار آمد ، آنگاه شوق خوشنويسى در او بهم رسيده و در خدمت آقا محمد تهرانى ( كه از اساتيد خط بوده و كتيبه ازارهء مسجد شاه تهران به خط او است ) و ميرزا محمد خوانسارى - شاگرد آقا محمد مذكور - چندى مشق كرد تا در اثر استعدادى كه داشت از آن دو استاد راد پيش افتاد ، پس بقزوين و اصفهان سفر كرد و در قزوين از روى خط مير عماد در يكى از حمامها و در اصفهان در تخت پولاد از كتيبه تكيه مير باصطلاح خوشنويسان چربه برداشته و بمشق كردن پرداخت تا خود در شيوهء نستعليق استاد مسلم زمان گرديد ، و در تهران اقامت گزيد ، و آوازهء شهرتش به گوش اين و آن رسيد ، و ناصر الدين شاه وى را طلبيد ، و بعضويت اداره انطباعات دعوتش نموده ، وى از قبول آن سرباز پيچيد و در همان خانه محقرى كه در تهران داشت اقامت نمود ، و به نوشتن كتب بمركب چاپ و مشق دادن ببرخى از اطفال اعيان قناعت ورزيد ، و هيچ از دولت وقت وظيفه و راتبه نطلبيد ، و مناعت و بزرگى خود را بدينگونه حفظ نمود ، و به دنيا و تعينات آن بىاعتنا و بسيار هنردوست و پاكدامن عمر خويش را بسر آورد ، و اگر بوجود غذاى روز خود در خانه اطمينان داشت ؛ هركس بر او وارد مىشد ممكن نبود طعام نخورده برگردد ، و چندين نفر شاگرد در خطنويسى پرورش داد ، از آن جمله آقا مرتضى نجمآبادى ( كه در 1236 در ضمن احوال پدرش گذشت ) .
مرحوم ميرزا محمد رضا ، شعر را خوب مىفهميده و خود هم گاهى شعر مىگفته ليكن تخلصى براى خود اختيار نكرده . و در 2 شنبه 5 شعبان سنه 1300 بهمراه ناصر الدين شاه بمشهد رفته ، و در 5 شنبه 8 ذىالحجه برگشت و همى در تهران بود تا در روز آدينه بيست و پنجم ماه محرم الحرام سنه هزار و سيصد و ده - مطابق ( . . . ) اسد ماه برجى - هم در آن شهر بوبا وفات كرد ، و در قبرستان حسنآباد دفن شد . و پس از آن اين قبرستان متروك و مطموس گرديد و بجاى آن عمارت آتشنشانى را بنا كردند .
و فرزندانش ميرزا محمد على با دو دختر بنام برجيس و عذرا از زوجهاش نرگس
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1259
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٢٥٩