تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1255

مساهمون:

ص١٢٥٥
مدارس آن گرديد ، و در سنه 1296 بتهران بازگشت و برياست بيمارستان دولتى و معلمى دار الفنون منصوب شد ، و در جزو اطباء حضور ناصر الدين شاه قرار گرفت ، و كتب چندى تأليف كرد : اول كتاب « اجتهاديه » در صداى بيماريهاى قلبى . دويم كتاب « امراض اطفال » كه در « الذريعة 2 : 348 ش 1390 » فرمايد : آن در فن خود كتابى نفيس است كه سائر تصانيف خود را در آن ذكر كرده و اطباء فرنگ اعتناء بدان نموده و آن را به زبان فرنگى ترجمه و چاپ كرده‌اند ، انتهى . سيم كتاب « امراض قلبى » . چهارم غير از اين‌ها كه درست صورت آنها در دست نيست . و او در سفر اروپا برسوم تجدد آشنا شده و پس از برگشتن بتهران بر مقتضاى آنها از اعمال اهل علم آن عصر و همچنين از اوضاع مستبدانه حكام همواره تنقيد مىكرد تا آنجا كه علماء وقت و پادشاه عصر با وى بطرفيت برخاسته و علما او را تكفير نمودند ، و دولت از تدريس دار دارالفنونش معزول كرد و وى به ميرزا محمد كفرى معروف شد ، و ناچار در خانه خود بتدريس طب پرداخت و جماعتى بسيار از شاگردان مبرز در اين علم آماده ساخت . و بالاخره ، در دوشنبه بيست و سيم ماه رمضان المبارك سنه هزار و سيصد و بيست و شش - مطابق 26 ميزان ماه برجى - وفات كرده ، و در ابن بابويه ميانه تهران و شاه عبد العظيم ( ع ) دفن شد . و از يك زن دو پسر بنام دكتر عبد اللّه و دكتر ابو الحسن و دخترى ، و از زن ديگر هم دو پسر بنام پرويز و چنگيز و نيز دخترى كه بجمله شش نفر باشند برجا نهاد . و دكتر عبد اللّه و دكتر ابو الحسن هر دو در نزد خود او درس خوانده و در أواخر عمر هريك بنوبت رئيس بيمارستان كرمانشاه بودند و هم در آن شهر وفات نمودند . و از دكتر عبد اللّه فرزندى نمانده ، ليكن از دكتر ابو الحسن يك پسر بنام عزيز اللّه سادگى كه نام خانوادگى خاندان دكتر محمد است باقى است . و چنگيز با يك دختر كه از همه كوچك‌تر است فعلا زنده‌اند ، و از پرويز يك پسر بنام خسرو ، و از چنگيز يك پسر بنام اسفنديار باقى است ، و از يكى از دختران