كه « ديوان » كوچكى در حدود چهارصد فرد شعر از آن تشكيل شده بر طرز مقالات بسحاق اطعمه ابو اسحاق نداف شيرازى كه در مائه 8 و 9 بوده ، و مىتوان گفت در واقع اقوال او را نسخ كرده و در مقاطيع آنها گاهى اشتها و گاهى سرگشته تخلص نموده ليكن بلفظ اول شهرت يافته . تا آخر پس از مدت چهل و چهار سال عمر ، در سنه هزار و دويست و هشتاد و نه وفات كرده ، و ميرزا عباسعلى خرم لنبانى ( كه در 1331 بيايد ) در تاريخ وفاتش چنين گفته :
افسوس كه اشتهاى با فضل و هنر * زين ( از . خ ) دار فنا سوى بقا كرد گذر
گفتا پى تاريخ وفاتش خرم : * اى واى كه اشتها نداريم دگر
1289
* ( 662 - تولد دكتر محمد خان كرمانشاهى تهرانى ) *
وى فرزند پير محمد زارع كرمانشاهى ، و خود از اجلاء اطباء عصر خويش در طب قديم و جديد بوده . در « المآثر و الآثار : 223 س 2 » فرمايد : ميرزا محمد دكتر كرمانشهانى طهرانى ، در علم و عمل طب بمشى اروپى ماهر است و در عمل يد و تشخيص امراض مسلم ، انتهى .
و در « روزنامه اطلاعات ، شماره 6244 صادره در 13 صفر 1366 » شرحى در احوال وى نوشته كه با مراجعه ببعضى از مواضع ديگر بمفاد اين مىشود كه :
وى در اين سال در كرمانشاه متولد شده ، و چندى در همانجا و سپس در نجف علوم ادبيه و دينيه را تحصيل كرد ، و بعد از آن در تهران رفت و بمدرسه دار الفنون درآمد ، و در نزد ميرزا عبد الباقى پدر مرحوم دكتر خليل خان ثقفى اعلم الدوله به تحصيل طب پرداخت ، و چون تحصيل اين علم در آن زمان موقوف بعلم حكمت الهى و طبيعى بود ؛ ازاينرو وى آنها را به قدر كافى فراگرفت ، و از شاگردان بسيار خوب دار الفنون بشمار آمد ، و مخصوصا طب جديد را از خدمت دكتر تلوزان فرانسوى ياد گرفت ، و پس از آن براى تكميل اين فن باجازهء وى بفرنگستان رفت و مدت نه سال در پاريس درس خواند چندانكه از مبرزين و معاريف اطباء