33 بن ميرزا ابو الخير 32 بن سيد رضا 31 بن سيد روح اللّه 30 بن سيد قطب الدّين 29 بن سيد بايزيد 28 بن سيد جلال الدّين 27 بن سيد بابا 26 بن سيد حسن 25 بن سيد حسين 24 بن سيد محمود 23 بن سيد نجم الدّين 22 بن سيد مجد الدّين 21 بن سيد فتح اللّه 20 بن سيد روح اللّه 19 بن سيد نيل اللّه 18 بن سيد عبد اللّه 17 بن مير عبد الصمد 16 بن سيد عبد المجيد 15 بن سيد شرف الدّين 14 بن سيد عبد الفتاح 13 بن سيد مير على 12 بن سيد على 11 بن سيد مير على 10 بن سلطان سيد احمد 9 بن سيد محمد 8 بن سيد حسن 7 بن سيد حسين 6 بن حسن الافطس 5 عليه السلام است .
حضرت حسن الافطس 5 عليه السلام در ( جلد اول سال 1202 شماره 74 ص 129 ) گذشت ، و اتصال نسب صاحب عنوان بوى در « مشكاة الادب ، ج 2 » از دو جلد احوال حضرت امام زين العابدين عليه السلام نوشته ، و از آنجا چنين برآيد كه سلطان سيد احمد 9 نخستين كس است از اين سلسله كه از مدينه بايران آمده و در قريه هزاوه ناحيه فراهان عراق عجم توطن نموده و هم آنجا دفن شده ، و بدين نسبت اين سلسله را سادات هزاوه گويند و اينك مرقد او آنجا معروف و زيارتگاه است .
و سيد نيل اللّه 18 نامش نيل اللّه و نيك اللّه ( بلام و كاف ) و نيز هبة اللّه هر سه به نظر رسيده و از زمان پادشاهان مغول تا عقبتر اين سلسله از رجال دولت ايران و داراى منصب و فرمان از وزارت و غيره بودهاند . و چون نگين انگشترى از آهن كه بر فراز حلقهئى از نقره نشانده شده و بر آن به خط كوفى كلمهء ( على بن الحسين ) نقش گرديده از قديم الازمان تاكنون پشت اندر پشت در اين خانواده بوده و هست و آن را مهر مبارك حضرت على بن الحسين امام زين العابدين عليه السلام مىدانند ، لهذا با وجود وزارت آنها را مير مهردار مىخوانند ، يا آنكه شايد برخى از آنها مهردار پادشاهان صفويه بودهاند كه به اين لقب معروف شدهاند ، چنان كه مخصوصا مير ابو الخير 32 و مير ابو - الفخر 33 و مير ابو الفتح 34 در زمان صفويه صاحب مقام وزارت و بمير مهردار مخاطب بودهاند .
بههرحال ، حاجى ميرزا محمد حسين 36 صاحب عنوان از اعيان شعراء و وزراء دولت زنديه بوده ، چنانكه در حدود سال 1180 در شيراز بوزارت كريم خان برقرار شده ، و چون علىمراد خان بسلطنت نشست وزير وى گرديد ، و پس از او وزارت استظهار - الدوله جعفر خان بن محمد صادق خان را تحمل كرد ، و بعد از انقراض زنديه برحسب
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 441
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٤٤١