تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
تا بتعبيرى كه در « المآثر » نموده دايره سياحتش اكثر ممالك اين روى كره ارض را فراگرفت ، انتهى . وصيت صفاء نيت و خلوص طويت او عالمگير شد و خلقى انبوه از خواص آن عهد از مردم ممالك ايران و عثمانى و افريقيه و اروپا به نظر اخلاص در وى نگريسته و حلقه ارادتش در گوش كشيدند ، و از جملهء ايشان مرحوم حاجى پيرزاده نائينى است كه در ( 1321 ) بيايد . و آنچه در احوال او نوشته شده و مىشود براى مؤلف « التدوين » شفاها نقل نموده . ولى او بااين‌همه كه گفتيم از پيرايه خودبينى و خودپسندى عارى و احدى را تلقين و توبه ننمود و وجود خود را از أعراض و علايق مبرا مىداشت و بكمال وارستگى بهرچندى در جايى اقامت مىنمود و در حقيقت‌گوئى گفتار مولوى بزرگوار درباره او صادق بوده كه فرموده :
در زمين مىشد چو مه بر آسمان * شب‌روان راز و شده روشن روان در مقامى مسكنى كم ساختى * كم دو روز اندر دهى انداختى
و عجب اينكه در تمام عمر تأهل اختيار نفرمودى ، و پايان حال بطهران آمد و مرحوم حاجى ميرزا حسينخان سپهسالار اعظم بسوابق الفت و ارادتى كه با وى داشت او را به منزل خود برده مسكن داد ، تا آخر در روز نهم ماه رمضان المبارك سنه هزار و دويست و نود و يك مطابق ( . . . ) ميزان ماه برجى مرغ روح شريفش علايق تن را گسيخته و بآشيان عليين پرواز نمود . در « طرائق » فرمايد : از شخص ثقه‌اى شنيدم كه گفت وى در وقت نزع اين بيت را خواند :
يار مىآيد و هنگام نثار است مرا * يك‌دم اى جان گرامى به تو كار است مرا
انتهى ، و برحسب استدعاء سپهسالار و اجازت مخصوص ناصر الدين شاه در سمت قبله كوه طبرك رى كه چشمه على از پاى آن مىجوشد پهلوى مقبره امام‌زاده هادى دفن شد و سپهسار مزارى مشتمل بر بقعه و صحن و متعلقات بر تربت آن پير بزرگوار بساخت و بعد از آن بصفائيه معروف شد و خانقاه درويشان و مزار و مقبره جمعى از ايشان و غيره گرديد .

* ( 186 - وفات حاجى ميرزا محمد حسين 36 وفاى فراهانى ) *

وى فرزند مرحوم ميرزا عيسى 35 بن ميرزا ابو الفتح 34 بن ميرزا ابو الفخر