و ديبع بر وزن حيدر ، لقب على بن يوسف بن احمد بن عمر بن عبد الرحمن بن على ابن عمر بن يحيى بن مالك بن حرام بن عمرو بن مالك مطرف بن شريك بن عمرو بن قيس بن شراحيل بن همام بن مرة بن ذهل بن شيبان ؛ و معنى آن بلغت نوبى ؛ سفيد است .
و جعمان بر وزن سحبان ، فرزند يحيى بن عمرو بن محمد بن احمد بن على ؛ و بطن بزرگى است از صريف بن ذؤال بن شبوه ، كه آن صريف پدر قبيلهاى است از عك در يمن و خود جعمان ؛ پدر خانوادهء بزرگى است در يمن كه فقهاء و محدثين بسيارى از آنها بهم رسيده و آنها را بنى جعمان گويند . و صاحب عنوان « صحيح بخارى » را مسلسلا از آنها روايت كرده .
و از جمله آنها رئيس زبيد و قاضى آن ، امام محدث اسحاق بن محمد بن ابراهيم بن ابو القاسم بن اسحاق بن ابراهيم بن ابو القاسم بن ابراهيم بن ابو القاسم بن عبد اللّه بن جعمان است كه در سنه 1014 در زبيد متولد شده و از پدر خود و پسر عمش طيب بن ابو القاسم اخذ نموده و در زبيد چندينبار « صحيح بخارى » را بر ديگران خوانده و آن را كرارا بپايان رسانيده و مشايخ بسيارى به او اجازه دادهاند ، و در حرمين شريفين چندين نفر مانند : شيخ ابراهيم كردى و عيسى جعفرى و محمد بن رسول برزنجى و غيره از او استماع حديث نمودهاند ، و پس از مدت 62 سال عمر در سنه 1076 در زبيد وفات كرده . و برزنج بر وزن فرزند ، شهرى است از نواحى اران آذربايگان .
و فرزندش شهاب الدّين ابو العباس احمد ، كه قاضى زبيد و محدث آن بوده و از پدر خود روايت كرده ، و از وى شيوخ مشايخ صاحب عنوان ؛ چون : سيد يحيى بن عمر كه در طبقه مشايخ وى بوده و شيخ مصطفى بن فتح اللّه حموى در سنه 1094 و غير آنها روايت نمودهاند .
و نيز علاء الدّين مزجاجى مذكور روايت مىكند از شيخ اسماعيل بن عبد الفتاح خاص ، كه در ( شماره 58 ص 197 ) ذكر شد .
و ابو عبد الله شرفى ( شماره 135 ) روايت مىكند از ( 1 ) شيخ ابو عبد اللّه محمد ابن أحمد مناوى ، و ( 2 ) ابو عبد اللّه محمد بن احمد شاذلى ، و ( 3 ) ابو العباس احمد بن على و جارى اندلسى ؛ هر سه از شيخ ابو عبد اللّه محمد صغير بن أبو زيد عبد الرحمن بن امام
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٩٩