راغب گرديد و همى مىخواسته تتبع در « خمسه نظامى » را بنمايد ، و شروع در آن نموده نام هر پنج را مجتمعا « نامهء نامى » نهاد ، ليكن بنظم بيش از سه مثنوى از آنكه اينك ذكر مىشود توفيق نيافت .
اول : كتاب « خسرو و شيرين » . دويم : كتاب « ليلى و مجنون » . سيم : كتاب « وامق و عذرا » . ديگر از تأليفات او : كتاب « گيتىگشا » در تاريخ زنديه است كه در « مجمع » دربارهء آن نوشته كه وى در اين كتاب در تمجيد آن طايفه بيش از اندازهء ضرورت سخن رانده كه مايه كدورت گرديده انتهى .
و دو ذيل بر آن نوشته شده : 1 - « تذييل آقا محمد رضاء منشى شيرازى » كه در سنه 1220 از تأليف آن فارغ شده . 2 - « تذييل عبد الكريم بن عليرضا شيرازى » كه بنام وفاء فراهانى كه در 1212 بيايد تأليف كرده .
اينك اين چند شعر از خسرو و شيرين بنقل از « مجمع الفصحاء » اينجا آورده شد :
چو شيرين شهره شد در دلربائى * غرورش كرد دعواى خدائى
بلى خوبان خداى عاشقانند * ولى رسم خداوندى ندانند !
به هر سو عشوه اين آواز افكند : * كه از نو حسن طرح تازه افكند ،
بدل پيوستهاش ذوق شكار است * شكارش صيد دلهاى فكار است
چو خسرو سوى شكر كرد آهنگ * شكرلب ماند تنها با دلتنگ
سيه گرديد روز و روزگارش * بر سوائى كشيد انجام كارش
عجب دردى است دور از يار بودن * صبورى كردن و ناچار بودن !
چه خوش بودى كه بعد از آشنائى * نبودى در ميان رسم جدائى !
و همانا ، نامى تخلص چند نفر ديگر از شعراء غير از او است : 1 - نامى تبريزى كه در قرن دهم بوده و در « تحفهء سامى » نوشته . 2 - نامى خلجستانى ؛ نامش ميرزا عبد اللّه .
3 - نامى ساوهاى ؛ نامش ميرزا حسن . 4 - نامى كرمانشاهى . 5 - نامى لنگرودى ، كه 2 و 4 در « مجمع » و 3 و 5 در « جنگ بهترين اشعار » نوشته شدهاند .
صاحب عنوان در اين سال ، چنانكه در « الذريعة 4 : 53 » نوشته وفات كرده .