تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
علمى آن ولايت با ملا محمد رضاء استرآبادى شاگرد آقا محمد باقر بهبهانى بود ، وى چندى در آنجا مانده و كتاب « مشكاة الورى » را در آن اوقات تأليف كرد ، و چون اقامت در آنجا برايش ناگوار بود بقزوين رفت و آن‌وقت ملا عبد الوهاب قزوينى تازه در آن شهر رياست يافته بود ، حاج ملا محمد جعفر به منزل وى وارد و مورد اكرام و ترويج او قرار گرفت ، چندى نگذشت كه فتحعلى شاه بقزوين آمد و وى در آن شهر با شاه ملاقات نمود و پادشاه پى بفضيلت و فضل او برده و بآمدن طهرانش امر كرد و او حسب الامر بطهران آمد و شاه براى وى منزلى در نزديكى عمارات سلطنتى در جنب مدرسهء حكيم هاشم كه آن را مادر پادشاه ساخته و به‌همين‌جهت بمدرسهء مادر شاه معروف بود تعيين فرمود و خود هماره وى را احترام نموده و لا أقل در ماهى يك‌مرتبه بديدن او مىرفت . حاج ملا محمد جعفر آنجا مقامى سامى بهم‌رسانيد و بتأليف و تدريس مشغول شد و چندين نفر از علماء در اين اوقات از مجلس درس او برخاسته‌اند كه عن‌قريب نام آنها نوشته مىشود ، و بعد از چند سال در سنهء 1241 با سيد محمد مجاهد بجهاد روس رفت و پس از مراجعت به سفر حج مشرف شد و از راه نجف برگشته و بكربلا كه رسيد به قصد توطن در آن زمين برين اقامت نمود ، ظاهرا در همين ايام بوده كه بنص « الكرام البررة : 254 » وى با شيخ أحمد احسائى كه در 1241 بيايد اظهار مناقضاتى نموده ، چنان‌كه بعد از وفات او هم با حاجى سيد كاظم رشتى كه اعظم تلامذهء شيخ مرقوم بوده و ساير اصحاب و تلامذهء وى هماره طرف مناقضه و معارضه بوده ، و بطورىكه در « قصص العلماء : 38 » نوشته وى بمعيت شريف العلماء در محضر آقا سيد محمد مهدى فرزند آقا سيد على كربلائى با حاج سيد كاظم مناظره نموده و آقا سيد محمد مهدى بشهادت اين دو نفر حكم بتكفير شيخ كرد . در سنه 1246 كه طاعون معروف در بلاد عراق عرب بهم رسيد ، چندين نفر از اهل و اولاد صاحب ترجمه وفات كردند و او در شبى كه آقا سيد محمد مهدى كربلائى براى أخذ تربت مقدسه جهت استشفاء بدرون ضريح مطهر حضرت ، سيد الشهداء عليه السلام رفت ، دختر حاج محمد على خان را كه صاحب موقوفات كثيره در كربلاء بوده تزويج نمود ، و فرزندش شيخ محمد حسن از آن مخدره متولد شد .