قود « 1 » بياورد . و آنچه از اين قبيل شبهه باشد و از عهدهاش بيرون آمدن مشكل باشد ، آن را با دستگردان صحيح ، درست نمايد و بعد از آن ، عمل شريف مروى از « اقبال » را بهجا بياورد « 2 » و دعاى توبهء « صحيفهء سجاديّه » را بخواند « 3 » و آنچه از معاصى كبيره كه به خاطرش بيايد ذكر بكند و ضمّ نمايد به ذكر آنها ، ذكر نعم خاصّهء حضرت او - جلّت آلائه - و قدرتش را بر اخذ و وقوع همهء اين بىحيايى در محضرش ، در حالى كه از هزاران جهات متولّى انعام اوست ، ذكر كرده و خاك و خاكستر به سرش بريزد و خودش را به خاك بغلطاند بلكه دست راستش را بر گردن ببندد و دست چپش [ را ] به سينه چسبانده به كيفيّت دست بستن اهل عذاب تشبيه نمايد ؛ كه دست راست آنها را بر گردن مىبندند و دست چپ را از سينهشان گذرانده از قفا بيرون مىآورند و كتابش را به دست چپش مىدهند و لعلّ از اين طريق هم درست مىشود معناى :
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ
« 4 »
[ « و امّا كسى كه نامهء اعمالش به پشت سرش داده شود . » ]
گاهى خوف عذاب و ذكر بزرگى و شدّت آتش جهنّم را بنمايد و گاهى از حيّات « 5 » و عقاربش « 6 » ، عرض بكند و گاهى از سلاسل و اغلالش « 7 » عرض نمايد . در خبر است در تفسير :
ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ
« 8 »
هامش
( 1 ) - قصاص .
( 2 ) - « اقبال الأعمال » ، ص 147 و 197 .
( 3 ) - دعاى سى و يكم .
( 4 ) - سورهء انشقاق ( 84 ) ، آيهء 10 .
( 5 ) - مارها .
( 6 ) - عقربها .
( 7 ) - زنجيرها و دستبندها .
( 8 ) - سورهء الحاقّه ( 69 ) ، آيهء 32 .