و نگاه كردن به خانهء مردم و نگاه كردن به مكتوب غير كه راضى نيست و نگاه كردن براى اخافهء مؤمن « 1 » و نگاه كردن به غضب به روى پدر و مادر و يا به روى ارحام و يا به روى علما و يا بهروى مطلق مؤمن بىرجحان شرعى و يا نگاه كردن به طريق استهزاء و يا به طريق تعيير « 2 » و يا به طريق اهانت و يا تكبّر و يا نگاه كردنى كه به آن ارادهء نشان دادن عيب مؤمن را بكند و يا كشف چيز مستور مؤمن را بكند به ظالم - كه مىخواهد مال او را ببرد ، يا خود را بگيرد - مثلا گاه است كه يك نگاه كردن ، علّت تامّهء قتل نفس و يا قتل نفوس و يا غصب اموالى بشود و ضمان بياورد .
اللّه
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ
« 3 »
[ « او چشمهايى را كه به خيانت مىگردد و آنچه را سينهها پنهان مىدارند ، مىداند . » ]
را در نظر داشته باشد ؛ هكذا حقوق نگاه كردن و چشم پوشيدن را ؛ و هكذا حقوق اعضاى ديگر را ، لا سيّما لسان كه حقوقش حدّ و حصر ندارد .
خلاصه ؛ حقوق ماليّه و استحلاليّهء « 4 » اينها را تدارك نموده ؛ عمليّه « 5 » را ، بهجا آورده ؛ استغفاريّه « 6 » را ، استغفار نمايد . و آنچه تداركش از قدرتش خارج است براى صاحبان حقوق ، خيرات و مبرّات و اعمال خيريّه به مقدار حقّش بهعمل بياورد و كفّارهاى را انجام دهد و قصاصى را - خود را - به مقام
هامش
( 1 ) - ترساندن مؤمن .
( 2 ) - عيبجويى و طعنه زدن .
( 3 ) - سورهء مؤمن ( 40 ) ، آيهء 19 .
( 4 ) - استحلاليّه يعنى آنچه لازم است به صاحبانش برگردانده شود يا صرف حلاليّت طلبيدن است ، صورت گيرد .
( 5 ) - حقوق عمليّه از قبيل نماز و روزه قضاء .
( 6 ) - استغفاريّه آنچه كه فقط با استغفار كردن جبران مىشود .