رسيد ! اگر بگويد عنايت او هم اهليّت مىخواهد ، بگو : اهليّت را بزرگان از كجا آوردهاند ؟ نه اين است كه او داده ، من هم از او مىگيرم ؛ اگر بگويد : آخر تو چه قابليّت كرم او را دارى در قبال چه عملت اين تمنّا را مىكنى ؟
نمىبينى [ اين قابليّت را ] به هركس نمىدهند ؟ !
جوابش بگو : به گدايى مىخواهم ، گدا مجّانى طلب است !
اگر بگويد : به گدايان هم همهچيز را نمىدهند ، بگو : لعلّ جدّ در گدايى ندارند ؟ و اگر بگويد : تو نافرمانى كردهاى ، حكم سلطنت خداوند جليل ردّ تو است ؛ بگو : در حكم سلطنت و قهاريّت واجب نيست كه هرنافرمانى را غضب نمايد و ردّش كند ؛ اگر بگويد كه قهاريّت خدا پس كجا ظاهر خواهد شد ؟ بگو : به امثال تو كه معانده با خداوند جليل نموده و بر ضدّ دعوت او ، بندگانش را از درگاه او منع و مأيوس نمايد ؛ و اگر بگويد كه استحقاق عقاب تو كه قطعى است و وعدهء عذاب معاصى قطعى است ؛ امّا اجابت و عطاى گدايى تو ، محتمل است ؛ بگو : تو اشتباه دارى و غفلت از وعدهء اجابت و قبول او دارى ، بلكه اگر سلطان خلاف وعيد خود را نمايد قبيح نيست ، ولى خلاف وعده را كسى بر خداوند احتمال نمىدهد ؛ و اگر بگويد : آخر روى تو از گناه ، سياه و حال تو تباه است به چه روى به آستان قدس او مىروى ؟
بگو : اگر روى من سياه است بهوسيلهء انوار وجوه مشرقات اوليا او مىروم ! اگر بگويد : تو قابليّت توسّل به آنها را هم ندارى ؛ بگو : به ايشان هم به توسط دوستان ايشان ، توسّل مىنمايم !
خلاصه ؛ الحذر ، الحذر ! كه گول او را بخورى و از رحمت واسعهء خداوند مأيوس بشوى ؛ [ همچنين ] در جواب او بگو : اگر هزار مرتبه از اين در برانندم ، باز برنمىگردم ! و حال آنكه اين در ، درى است كه تابهحال شنيده نشده كه كسى به اميد رحمت و نوال آن در ، به روش اهل مسألت
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص٨٥