و بالجمله ؛ اين را بداند كه در توبه - مادامى كه مرگ را معاينة نبيند - باز است اگرچه گناهش در وصف نيايد .
و اين را هم بداند كه يأس از رحمت الهى ، بدترين گناهان است و از آن ، بالاتر گناهى را سراغ نداريم ؛ جسارت مىكنم و عرض مىكنم : به يك جهت ، يأس از رحمت الهى ، از كشتن انبيا عليهم السّلام بدتر است !
خلاصه ؛ اين هم از اهميّات است كه بايد سالك بداند كه شيطان همهء همّتش اين است كه انسان را در هرحال كه هست از راه خدا منع نمايد و اگر از راههاى معمولى هواى نفس نتوانست برگرداند آن وقت از طرق مموّههء « 1 » شرع و عقل مىآيد و اگر از اينها هم نتوانست غلبه نمايد ، مىگويد : امر تو گذشته است ، تو نمىتوانى توبهء حقيقى بكنى ، « توبهء حقيقى » شرايط دارد ، تو كجا عمل به شرايط توبهء حقيقى كجا ؟ ! و اگر به شرايطش عمل نكنى ، توبه نكردن بهتر از توبهء دروغى است ؛ علاوهبر اين ، مىگويد كه تو آنقدر گناه كردهاى كه از قابليّت و سعادت قبولى توبه و توفيق توبه افتادهاى !
و اگر سالك اين حرفهاى او را قبول بكند ، مادامى كه قبول كرده است ، مغلوب شده ، [ آن شيطان ] ملعون مقصودش را به دست آورده ؛ و اگر اين حرفهاى او را جواب داد و ردّ كرد و گفت : كه اوّلا : رحمت الهى را كه مىتواند تخيّل بكند ، رحمت او ، رحمتى است كه تو را مأيوس نكرد و دعايت را مستجاب نمود ؛ ثانيا : من اگر توبهء حقيقى كامل نتوانم بكنم آن مقدارى كه توانستم بكنم ، مىكنم ؛ لعلّ « 2 » خداوند مهربان به جهت همين مقدار توبه كه كردم ، توفيق بالاتر آن را بدهد ، يك مقدار كاملتر [ توبه ]
هامش
( 1 ) - تحريف شفه ، پنهان شده .
( 2 ) - لعل : شايد .