آنكه آن غير ، ظاهركنندهء تو بوده باشد ؟ ! » ]
و امام صادق عليه السّلام مىفرمايد :
ما رأيت شيئا إلّا و رأيت اللّه قبله و معه و بعده ؛
[ « من چيزى را نديدم مگر آنكه خدا را پيش از او و با او و پس از او ديدم ! » ]
نبايد انسان انكار نمايد و يا تأويل به همين معنى ( كه براى خودش در عقد قلبى حاصل است ) نمايد و اسمش را هم بگذارد تنزيه خداوند از اينكه حقايق اسماء عظامش را كسى مشاهده نمايد .
بلى طبيعى است منافرت انسان با چيزى كه او را جاهل است .
به هرصورت مؤمن اگر بنايش را به اين بگذارد كه هرمطلبى كه در بادى نظرش نفهمد نفى نمايد ، از ايمان خارج مىشود ؛ بلكه به مقتضاى دستور العمل امام صادق عليه السّلام بعد از تأمّل و تحقيق هم اگر نفهمد ، ( هرگاه ) ردّ و انكار بنمايد و اين ردّ را براى خودش مذهب اخذ كند و به اين تديّن نمايد ، از ايمان خارج مىشود .
و خوب است كه انسان در اين جمله از مطالب ، اگر در كلمات انبياء و اولياء و علماى حقّه برايش مشكل بشود و به كنهش نرسد ، به خداوند واهب العلم و العقل تضرّع نموده و قصدش را خالص نمايد و مكرّرا در كلمات ايشان فكر نمايد و اگر از اتقياى علماء دستش برسد سؤال نمايد ، حكما خداوند عالم يا همان مطلب را بر او مىفهماند و يا راه فهميدنش را ياد مىدهد .
و در اينكه اينگونه مطالب عاليه و اسرار ربّانيّه در دين حقّ هست ، حرفى نيست ، حتّى اجمال اين را متوغّلين در جمود هم تصديق
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 29
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص٢٩