فرمود : يا على ! چون ملك الموت نازل شود به جهت قبض روح كافر ، با خود بياورد سيخى از آتش ، پس بيرون كشد روح او را با آن سيخ ، پس صيحه كشد جهنّم !
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چون اين را شنيد برخاست و نشست و گفت : يا رسول اللّه اعاده فرما بر من حديث را زيرا كه درد مرا فراموشى داد ، پس گفت : آيا از امّت شما كسى به اين نحو قبض روح مىشود ؟
فرمود : بلى ، حاكمى كه جور كند ، و كسى كه مال يتيم را به ظلم و ستم بخورد ، و كسى كه شهادت دروغ دهد . « 1 »
و امّا چيزهائى كه باعث آسانى سكرات موت است
از جمله شيخ صدوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : هركه خواهد كه حق تعالى بر او آسان كند سكرات مرگ را ، پس بايد صلهء ارحام و خويشان خود كند ، و به پدر و مادر خود نيكى و احسان نمايد ، پس هرگاه چنين كند خداوند بر او آسان كند دشواريهاى مرگ را ، و در حيات خود « فقر » به او نرسد هرگز « 2 » . « 3 »
و روايت شده كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاضر شد نزد جوانى در وقت وفات او . پس به او فرمود : « بگو لا إله الّا اللّه » ، پس بسته شد زبان آن جوان و نتوانست بگويد ! و هر چه حضرت مكرّر كرد او نتوانست بگويد ؛ پس حضرت فرمود به آن زنى كه نزد سر آن جوان بود ، كه آيا اين جوان مادر دارد ؟
عرض كرد : بلى ، من مادر او مىباشم .
فرمود : آيا تو خشمناكى بر او ؟
گفت : بلى ، و الآن شش سال است كه با او تكلّم نكردهام .
حضرت فرمود كه راضى شو از او .
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 1 / 70 عنه بحار ، ج 6 ، ص 170 ، ب 6 ح 76 .
( 2 ) - بحار ج 74 ص 66 ح 33 و سفينة البحار ج 2 ص 553 واژهء « موت » .
( 3 ) - من احبّ ان يخفّف اللّه عزّ و جلّ عنه سكرات الموت فليكن لقرابته وصولا و بوالديه بارّا فاذا كان كذلك هوّن اللّه عليه سكرات الموت و لم يصبه فى حياته فقرا .