فصل اوّل منزل اين سفر « مرگ » است
و اين منزل عقبات كئوده و جاهاى دشوار دارد ، اينكه ما به ذكر دو عقبهء آن اشاره مىكنيم :
عقبهء اول سكرات « 1 » موت ، و شدّت جانكندن است ؛
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ
« 2 » .
و اين عقبهاى است بسيار دشوار كه شدائد و سختيها از هرطرف به محتضر « 3 » رو مىكند ؛ از طرفى شدّت مرض و درد و بسته شدن زبان و رفتن قوا از اندام ، از طرف ديگر گريستن اهل و عيال و وداع آنها با او و غم يتيمى و بىكس شدن بچّههاى خود ، از طرف ديگر غم جدا شدن از مال و منزل و املاك و اندوختهها و چيزهاى نفيس خود كه عمر عزيز خود را صرف آنها كرده و به وسيلهء زياد آنها را تحصيل نموده ، بلكه بسا شده كه بسيارى از آنها مال مردم بوده و به ظلم و غصب آنها را مالك شده ، و آنگه چقدر حقوق بر اموال او تعلّق گرفته و نداده ، حال ملتفت خرابيهاى كار خود شده كه كار گذشته و راه اصلاح آنها بسته شده ؛ فكان كما قال أمير المؤمنين عليه السّلام : يتذكّر أموالا
هامش
( 1 ) - سختىهاى جان دادن ، بيهوشىهاى هنگام مرگ .
( 2 ) - سورهء ق آيهء 19 : يعنى به حق بيهوشى مرگ آمد ، اين است آنچه از آن روگردان بودى .
( 3 ) - كسى كه در حال جان دادن است .