تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

حكايت [ در ديدن آتش جهنم و توصيف آن ]

سيّد اجلّ اكمل مؤيّد ، علّامهء نحرير ، بهاء الدّين ، « سيّد علىّ بن سيّد عبد الكريم نيلى نجفى » كه جلالت شأنش بسيار و مناقبش بىشمار است و تلميذ « شيخ شهيد » و « فخر المحقّقين » است در كتاب « انور المضيئة » در ابواب فضايل حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به مناسبتى اين حكايت را از والدش نقل كرده كه : در قريهء « نيله » كه قريهء خودشان باشد ، شخصى بود كه توليت مسجد آن قريه با او بود ، روزى از خانه بيرون نيامد ، او را طلبيدند عذر آورد كه نمىتوانم ، چون تحقيق كردند معلوم شد كه بدن او به آتش سوخته ؛ سواى « 1 » دو طرف رانهاى او تا طرف زانوها كه از آسيب سوختن محفوظ مانده و ديدند درد و الم او را بىقرار كرده ، سبب آن را از او پرسيدند . گفت : در خواب ديدم كه قيامت برپا شده و مردم در حرج « 2 » عظيمند و بسيار به آتش مىروند ، و من از آن كسانى بودم كه به بهشت مرا فرستادند ، همين‌كه رو به بهشت مىرفتم به پلى رسيدم كه عرض و طول آن بزرگ بود ، گفتند كه : اين صراط است . پس ما از آن عبور كرديم و هرچه از آن طىّ مىكرديم عرضش كم ، و طولش بسيار مىگشت تا رسيد كه مثل تيزى شمشير شد ، نگاه كرديم در زير آن ديديم كه وادى بسيار بزرگى است و در آن ، آتش سياهى است ، و در آن ، جمره‌هايى « 3 » مثل قلّهء كوهها ، و مردم بعضى نجات مىيابند و بعضى در آتش مىافتند ، و من پيوسته ميل مىكردم از طرفى به طرف ديگر مثل كسى كه بخواهد بيفتد ، تا خود را رسانيدم به آخر صراط ؛ به آنجا كه رسيدم نتوانستم خوددارى كنم كه ناگاه در آتش افتادم و فرورفتم در ميان آتش ، پس خود را رساندم به كنار وادى و هرچه دست انداختم ، دستم به جايى بند نشد و آتش مرا پائين مىكشيد به قوّت جريان خود و من استغاثه مىكردم ، عقل از من پريده بود ، پس ملهم « 4 » شدم به آن‌كه گفتم : يا علىّ بن ابى طالب ! پس نظر افكندم ؛ ديدم مردى به كنار وادى ايستاده ، در دلم افتاد كه او علىّ بن ابيطالب عليه السّلام است . گفتم : اى آقاى من يا امير المؤمنين !
هامش
- از خويشان خود بريده باشد ، هيچ كارى برايش سودمند نمىباشد و از روى صراط در دوزخ سرنگون مىگردد . « كافى 2 ص 152 ب صلة الرّحم ح 11 » . ( 1 ) - مگر ، جز ( 2 ) - تنگى و فشار و زحمت . ( 3 ) - پارهء آتش . ( 4 ) - الهام‌شده ، تلقين‌كرده‌شده .