تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
مقام دلگشايش جمع جمع است * جمال جان‌فزايش شمع جمع است
شده او پيش و دلها جمله در پى * گرفته دست جانها دامن وى
در اين ره اوليا باز از پس و پيش * نشانى مىدهند از منزل خويش
به حد خويش چون گشتند واقف * سخن گفتند در معروف و عارف
يكى از بحر وحدت گفت انا الحق * يكى از قرب و بعد سير زورق
يكى را علم ظاهر بود حاصل * نشانى داد از خشكى و ساحل
يكى گوهر برآورد و هدف شد * يكى بگذاشت آن نزد صدف شد
يكى در جزء و كل گفت اين سخن باز * يكى كرد از قديم و محدث آغاز
يكى از زلف و خال و خط بيان كرد * شراب و شمع و شاهد را عيان كرد
سخنها چون به وفق منزل افتاد * در افهام خلايق مشكل افتاد
كسى را كاندرين معنى است حيران * ضرورى مىشود دانستن آن