و مخفى نماند كه جرو سگبچه را مىگويند و چون اسم معويه مشتق است از عوى الكلب و حضرت شيخ مسمى را از سگان جهنم مىداند مناسبت اسمى و مسمى را مرعى مىداشته از او و پسر او به سگ و سگبچه تعبير نموده و همچنين چون مروان بن محمد كه آخر ملوك و فراعنه بنى اميه بود بنابر نكتهاى كه در تواريخ مسطور است ملقب به حمار بود . حضرت شيخ ، مروان اول را كه مروان بن الحكم است بنابر مجانست او به اين مروان خر ناميده و از پسران وى به خربچه تعبير فرموده اگرچه جميع اين شجره ملعونه خر و سگ و خوك و كافرند و اين خود ظاهر است كه هيچ سگ . . . تناول معويه به اين دشنام نمىنمايد بلكه او را امير المؤمنين و خال المسلمين مىگويند و بعضى از ايشان مروان مطرود مردود را از صحابهء كبار مىشمارند و در لعن او نيز نزاع دارند .
و اين رباعى را بعضى به خدمت شيخ ( علاء الدوله سمنانى ) قدس سره منسوب مىسازند .
هر كو به ره على عمرانى شد * چون خضر به سرچشمهء حيوانى شد
از وسوسهء غارت شيطان وارست * مانند علاء الدولهء سمنانى شد
و بعضى به خواجو كرمانى رحمة اللّه كه از جمله مشاهير مؤمنان و مريدان شيخ بوده منسوب مىسازند و بر هر تقدير مطلوب است .