نامهء اوّل
باسم اللّه خير الأسماء
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
.
من مرغ باغ عالم قدسم الهيا * زان آشيان به گلشن رضوانم آرزوست
لطف جناب دوست موجب تسلّى خاطر و تشفّى دل گرديد ، آرى ؛
لطف از تو و بو ز مشك و نور از خورشيد * رسمى است قديم و عادتى معهود است
مرقومهاى كه نفحات انس شقائق كلماتش مشام روح را معطر ساخت ، و انوار ازهار حدائقش حدقه ديدگان را منوّر ، زيارت شد . نوشتهاى كه مشتمل بر انواع تفضّل و اكرام بود ، و رقيمهاى كه حاكى از وفور ايمان و خلوص اعتقاد . كتب اللّه تعالى عليكم الرّحمة و جزاكم خيرا . يا رب دعاى خسته دلان مستجاب كن .
از هركرانه تير دعا كردهام روان * باشد كزان ميان يكى كارگر شود
به حكم « الأرواح جنود مجنّدة » كه دوست ما را با استاد گرامى الهى قمشهاى اعلى اللّه تعالى درجاته الفت در غيب و ارادت بىريب بود ، و نيز تذكره اولياء اللّه سبب جلاى آينه دل و نزول بركات است ، از مرحوم الهى سخن بگوييم :
آن بزرگوار به نام مهدى و به لقب محيى الدين بود و در اشعارش الهى تخلّص مىكرد . و در تحت مراقبت پدرى عالم بيدار به نام ملّا ابو الحسن تربيت شد .
اصلا از سادات بحرين و از بيت علم و عرفان و زهد و تقوى بود . نياكانش در زمان نادرشاه از بحرين به قمشه « شهرضاى فعلى » آمدند و در آنجا مقيم شدند لذا به