ديگر حقايق وجودى جز به يكى از اينها ( يعنى وحدات ) ثبوت نمىيابد ، مگر آنكه مراد از وحدت شخصى وحدت ذاتى باشد كه در عين تعيّن داشتن موضوع آن ، اشتراك ( در آن ) محال باشد ، مانند تعيّن نخستين مر ذات حق متعال را ؛ كه احديت حق را در بر مىگيرد .
337 / 3 دليل بر اين سخن بيانى است كه حضرت شيخ قدس سره در نصوص دارد و آن اين كه : اطلاق اسم ذات بر حق تعالى جز به اعتبار تعيّنش كه در تعقل خلايق - غير از كاملان - دون اطلاق است و از جهت نعت ، مجهول ؛ صدق نمىكند « 1 » ، و آن تعيّن نخستين است كه ذاتا مشتمل بر اسماء ذاتى است كه همان مفاتيح غيباند ، و احديت وصف تعيّن است نه وصف مطلق معيّن ، چون مطلق نه اسمى دارد و نه وصفى ، و از جهت اين اسماء ؛ يعنى از حيث مخالف و مغاير نبودنشان با ذات گوييم : حق متعال با لذات اثر گذار است . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
338 / 3 حضرت شيخ قدس سره در تعقل غير كاملان فرموده : بدان جهت كه تعيّن نخستين در تعقل كاملان ؛ نسبت به هر تعقلى مطلق است ، براى اين كه حضرت شيخ قدس سره در جاى ديگر از كتاب نصوص گفته : اين تعقّل تعيّنى اگر چه پس از اطلاق - كه بدان اشاره شد - مىآيد ، ولى نسبت به تعيّن حق متعال در تعقل هر تعقل كنندهاى مطلق است و پهناورترين تعينات است كه مشهود كاملان مىباشد ، و اين همان تجلى ذاتى است كه داراى مقام توحيد اعلاست ، و مبدئيت حق تعالى پس از اين تعيّن است ، و مبدأ يعنى اصل اعتبارات ظاهرى و
هامش
( 1 ) - تقيد به تعقل غير كاملان براى اشاره به اين مطلب است كه اين تعيّن اگر چه دون اطلاق است ولى نسبت به تعيّن حق در تعقل هر تعقل كنندهاى و نسبت به تعيّن هر چيزى در هر عالمى - آنگونه كه كاملان تعقل مىكنند - داراى اطلاق است ، ولى در تعقل غير كامل داراى اطلاق نيست ، چون آنان او را در واقع و آنگونه كه هست تعقل نمىكنند ، چون تعيّن اول در تعقل كاملان نسبت به هر تعقلى مطلق است ، چون شيخ قدس سره باز در كتاب نصوص گفته : اين تعقل تعينى اگر چه دون اطلاق است ولى نسبت به تعيّن حق در تعقل هر تعقل كنندهاى مطلق است ، و آن وسيعترين تعينات است و همو مشهود كاملان ، و آن عبارت از تجلى ذاتى است و داراى مقام توحيد اعلا ، و مبدئيت حق تعالى دون اين تعيّن است . پايان سخن او . شايد مقصود حضرت شيخ قدس سره اشاره به تعينى باشد كه در تعقل كاملان دون اطلاق است ، و آن احديت جمع و وحدت حقيقى جامع است ، ولى در تعقل غير كامل ؛ احديت خالص است كه مقابل واحديت مىباشد ، و شكى نيست كه اين وصف سلبى است ، بنابر اين از سخن او روشن مىشود كه نخستين مراتب و تعينات - پس از اطلاق لا تعيّنى نزد همگان - احديت خالص است ، اما نزد كاملان ؛ احديت جمع و وحدت مطلق حقيقى جامع مىباشد .