در كتب خود استناد كردهاند . در سفينة البحار جزو احاديث نبوى ذكر شده ولى مؤلف اللؤلؤ المرصوع به نقل از ابن تيميه آن را از موضوعات مىشمارد .
مولوى گويد :
فقر فخرى از گزافست و مجاز * نى هزاران عز پنهانست و ناز
( مثنوى ، دفتر اول ، بيت 2357 )
( 159 ) ص 7 ب 2 :
علت غايى ز امر كن فكان * نيست غير از ذات آن صاحبقران
اشاره است به آيهء 82 سورهء يس :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
. جز اين نيست كار او گاهى كه چيزى خواهد به دو گويد بشو پس بشود .
( 160 ) ص 7 ب 4 :
پادشاهى كه لعمرك تاج اوست * عرش و كرسى پايهء معراج اوست
اشاره است به آيهء 15 سورهء حجر ،
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
: ( اى محمد ) به جان تو قسم كه اين مردم دنيا هميشه مست شهوات نفسانى و به حيرت و گمراهى خواهند بود .
( 161 ) ص 7 ب 6 :
هست راه او صراط مستقيم * گفته حق او را على خلق عظيم
اشاره است به آيهء 4 از سورهء قلم :
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
؛ و همانا تويى بر خويى بزرگ .
( 162 ) ص 7 ب 7 :
گشته ما ينطق گواه قال او * فاستقم آمد نشان حال او
« ما ينطق » اشاره است به آيهء 29 از سورهء جاثيه :
هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
: اين است كتاب ما سخنگوى است بر شما به حق ، همانا ما استنساخ مىكرديم آنچه را بوديد مىكرديد .
يا به آيهء 3 از سورهء نجم :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
: سخن نمىگويد از روى هوى . « فاستقم » اشاره دارد به آيهء 112 از سورهء هود :
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ