مؤلفات او شرح جديدى بر گلشن راز است كه سام ميرزا در تحفهء سامى بدين مطلب تصريح نموده است . شيخزاده در سال 927 ه ق در شيراز درگذشت . عدهاى به اشتباه سال در گذشت او را 977 و يا 921 دانستهاند .
ليكن آذر بيگدلى و رضا قلىخان هدايت سال 927 را ذكر كرده و صحيح دانستهاند .
شيخزاده به روايت تحفهء سامى در شرب خمر افراط مىكرد و از غايت شرب مدام فرق ميان صبح و شام نمىكرد . از مديحهاى كه براى شيخ نجم ثانى سروده ، اين اعتياد مفرط هويداست :
مى شبانه كه مرد افكن است و توبه شكن * چنان به دور تو از شيخ و شاب برده شعور
كه زاهدان سحرخيز برنمىخيزند * به جاى بانگ صلا گردمند نفخهء صور
فدايى عارفى سخندان و خوش طبع بوده ، اشعار زيادى از او باقى مانده است . ليكن در سرودن رباعيات عارفانه استاد بوده است . براى نمونه چند رباعى از او نقل مىكنيم :
نقش صور جهان فدايى هيچست * اويى و تويى ، منى و مايى هيچست
چون آينهء جهان نمايى هيچست * خود هيچى و هرچه مىنمايى هيچست
* * *
هربار كه دل به وصل شادان كرديم * ديديم كه خاطرات پريشان كرديم
خوش باش كه ما خوى به هجران كرديم * بر خود دشوار و بر تو آسان كرديم
* * *
از دار بقا فتاده در دار عذاب * آدم ز پى گندم و ما بهر شراب
مرغان بهشتيم عجب نيست اگر * او از پى دانه رفت و ما از پى آب